تبليغاتX
ساز مخالف - انتخابات شوراها (5)

من شدیدا به شرکت در انتخابات و رای دادن به اصلاح طلبان معتقدم و کمکهائی هم به ستاد آنها در تهران می کنم. اما روز به روز از موفقیت آنها ناامید تر می شوم و انگیزه کمتری برای دفاع از آنها پیدا می کنم. همه چیز بد پیش می رود. آدمهای ضعیف میداندار شده اند. هیچ نوع تجربه ای از شکستهای قبلی گرفته نشده و همان حرفهای تکراری و کلیشه ای بازهم تکرار می شود. انصافا خاتمی در دوران ریاست جمهوری کدام هنر مدیریت را آن هم در حوزه تشکیلات و تبلیغات از خود نشان داد که حالا مدیریت پروژه انتخابات را عهده دار شده؟ حاجی و موسوی لاری و بیطرف کدام توانائی سیاسی را دارند که مسئولین ستاد اصلاحات شده اند؟ این حضرات شده اند استراتژیست فرایند تجدید حیات اصلاح طلبی!

نمونه اش همین دست پخت محمد قوچانی که وب سایت رسمی اصلاح طلبان برای انتخابات است. علاوه بر طراحی بسیار ضعیفش هیچ حرف یا نکته جذابی ندارد مثلا ارتباط حقوق بشر و حقوق شهروندی کدام رای را جذب می کند؟ یا حرفهای شعاری، نادقیق، بی چهارچوب و قابل خدشه دکتر نجفی، چرا نباید درآمدهای تهران در دیگر شهرها خرج شود؟ اصلا تهران کدام درآمد پایدار را دارد که دکتر نگران خرج کردنش هستند؟ از همه بدتر یادداشت غلط و غیرفنی سام غفارزاده در مورد منوریل و مترو است. نوعی نخبه گرائی مغرورانه در رفتار و گفتار اصلاح طلبان موج می زند که حال آدم را بد می کند نخبه گرائی درون تهی ای که منشا روشنفکرانه ندارد و بیشتر از جنس تازه به دوران رسیدگی است. انگار بر مردم منت گذاشته اند که خود را به عنوان گزینه جایگزین محافظه کاران در معرض انتخاب گذاشته اند. اینها عادت کرده اند بی برنامه وارد انتخابات شوند و روی موج تبلیغات و دو قطبی کردن فضا سوار شوند غافل از اینکه فعلا موج تبیلغات، عوامفریبان را سواری می دهد. انگار نه انگار که باید حرف جدیدی داشته باشند و چهره جدیدی از اصلاحات ارائه دهند. حتی حاضر نیستند به آسیب شناسی دوران کرباسچی یا شورای اول بنشینند. اگر اینطور پیش برود شک نکنید که این انتخابات هم به کام عوامفریبان است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/08/30ساعت 22:24 توسط نیما نامداري |