تبليغاتX
ساز مخالف - قانونی برای قاتلان

1- روايت شاهدان عيني از بازداشت شادي صدر:

لباس شخصي ها اومدند طرف شادي و هلش دادند طرف يه ماشين پژو، اونم كه شوك شده بود رفت تو ماشين نشست؛ من و دوستم  داد زديم براي چي دارين مي برينش؟ كه شادي يه دفعه به خودش اومد و شروع كرد به داد و هوار و كوبيد به در. دوستم در ماشينو باز كرد و ما داشتيم شادي را مي كشيديم  بيرون ولي ماموري كه داخل ماشين بود از داخل شادي رو گرفته بود و مي كشيد داخل ماشين كه در همين حين مانتوش در اومد؛ اما دوستم دست شادي را كشيد و او در حالي كه بلوز و شلور تنش بود از ماشين در اومد و فرار كرد. مامورها و من و دوستم هم دنبالش مي دويديم. در اين حال يه مامور از روبرو بهش حمله كرد و از روسريش اونو مي كشيد و شاديم مقاومت مي كرد براي همين روسريش در اومد و شادي دوباره فرار كرد. اين بار دو نفر ديگه سر رسيدند كه يكيشون باتوم فنري داشت. شادي را با خشونت تمام گرفتند و زدند و او همچنان  مقاومت مي كرد. مامور تقريبا شادي رو بغل كرده بود و اصلا حجابش براي اونا مهم نبود! وقتي تو ماشين بردنش هم روسري رو بهش ندادند و ماشين دور زد و سريع رفت. شادي  مي خواست كيفشو به ما بده كه مامور موتوريه بازم از دور داد زد كه كيفش باشه. مردم همه شوكه شده بودند و فقط متحير و هاج و واج تماشا مي كردند. ما هيچ برگه يا حكمي از اين لباس شخصي ها نديديم و واقعا نمي دانيم آنها چه كساني هستند.

2- به دنبال دائي ناپديد شده‌ام به آگاهي خيابان شاپور رفته‌بودم. مي‌گويند تصاوير برخي كشته‌شدگان درگيريهاي روزهاي‌ اخير در اين اداره وجود دارد. يك ساعت تمام التماس كردم اجازه بدهند تصاوير را ببينم اما قبول نكردند زيرا نشان دادن تصاوير به غير از خانواده فرد خلاف قانون است. حتما بايد خانواده درجه اول فرد باشند و من چون خواهرزاده هستم و درجه اول محسوب نمي‌شدم حق ديدن تصاوير را نداشتم. مانده بودم چطور به مادرم بگويد از آن سر ايران بيايد عكس مرده ببيند شايد برادرش باشد.

3- نكبت و نفرين به «قانون» شما كه هنگام زدن و بردن و كشتن هيچ ارزشي ندارد اما وقت استخلاص و جنازه پس دادن مهم مي‌شود.

+ نوشته شده در جمعه 1388/04/26ساعت 19:15 توسط نیما نامداري