تبليغاتX
ساز مخالف - حکومت در دست سید مجیدها است

زماني كه سعيد مرتضوي هنوز به مقام امروز نرسيده و رئيس شعبه 1410 مجتمع ويژه كاركنان دولت بود مسئول دفتري داشت به نام سيد مجيد(بخوانید سِدمجید)، شايد هم هنوز مسئول دفترش باشد يا سمت ديگري گرفته، نمي‌دانم. اين سيد مجيد آدمي بود بي‌نهايت بي‌ادب و هتاك كه بدترين و اهانت‌بارترين رفتارها را با زندانيان سياسي و مطبوعاتي و خانواده‌‌هاي آنها مي‌كرد. مشخص بود از اين رفتار لذت مي‌برد. در آن هنگام تصور من اين بود كه اگرچه اين‌ آدم واقعا بي‌ادب و حقير است اما علت اصلي رفتارش، تعمد در فشار آوردن به خانواده‌هاي زندانيان سياسي است. نحوه برخورد با خانواده‌هاي زندانيان روزهاي اخير نشان مي‌دهد اگر آن روزگار فقط يك سيد مجيد آزار مي‌داد الان سيستم قضائي كشور خودش يك سيد مجيد شده و فرمان دست امثال سيد مجيدها ‌است.

 يكي از اقوام بسيار نزديك من از روز دوشنبه 25 خرداد تا امروز ناپديد شده است. يعني حدود 20 روز است كه هيچ خبري از او نداريم. در اسامي اعلام شده توسط دادگاه انقلاب و زندان اوين هم اسمش وجود ندارد. كار ما اين شده هر روز دادگاه انقلاب و زندان اوين برويم و اسامي جديد را چك كنيم. دادگاه به جاي آنكه اسامي بازداشت شدگان را اعلام كند تا خانواده‌ها دست كم خيال‌شان راحت شود كه طرف زنده است هر روز اسامي كساني را اعلام مي‌كند كه قرار است همان روز آزاد شوند. يعني هنوز تعداد زيادي آدم باقي مانده (شايد حدود 1000 نفر) كه از سرنوشت‌شان هیچ اطلاعي در دست نيست نه تماسي، نه اسمي، نه خبري، هيچ! وكيل و تفهيم اتهام و اين ادا اصولها هم كه شوخي بي‌مزه‌اي است.

ما از فرط نگراني حتي پزشكی قانوني را هم سر زديم. فكر كنيد خانواده‌اي كه نگران عزيزشان هستند مجبور باشند در پزشكی قانوني جنازه‌هائي كه هويت‌شان نامعلوم است را يكي يكي كنترل كنند نكند گمشده‌شان باشد. فشار رواني روي چنين خانواده‌هايي وحشتناك است به ويژه وقتي اخبار و شايعات رسانه‌هاي خارجي هم دهن به دهن مي‌چرخد كه فلان تعداد كشته شده‌اند.

دادگاه انقلاب و پليس هم حتي خود را موظف نمي‌دانند توضيح بدهند چند نفر ديگر هنوز در بازداشت هستند و اسامي‌شان را اعلام كنند. اسامي آزاد شده‌ها را به ديوار پياده‌روي مقابل دادگاه انقلاب در خيابان معلم و يا ديوار دادياري امنيت در زندان اوين مي‌زنند هيچ كسي هم نيست كه توضيحي بدهد يا سوالي را جواب بدهد. اغلب خانواده‌هائي كه اينطور بلاتكليف هستند مربوط به زندانیانی هستند که خیابانی بازداشت شده و از سیاست چيزي نمي‌دانند و به همين دليل ترس و اضطراب‌شان بيشتر است. بسياري از آنها از شهرهاي ديگر آمده‌اند و احتمالا مشكل اقامت دارند. تهراني‌ها هم مجبورند هر روز كار و زندگي‌شان را رها كنند و در گرماي تابستان بين خيابان معلم در شرق و زندان اوين در غرب تهران سرگردان شوند. به خصوص زندان اوين كه بسيار بددسترسي است و جلوي آن حتي يك برگ درخت وجود ندارد كه سايه‌اي بر سر كسي بيفكند. برخي حتي به گوهر دشت كرج هم مي‌روند چون ظاهرا عده‌اي از بازداشت شدگان تهران را در زندان رجائي شهر نگهداري مي‌كنند.

پ.ن: دوستی که خود وکیل معروفی است تذکر داده در آن سالها «سید مجید» مسئول دفتر قاضی حداد (معاون امنیت فعلی دادگاه انقلاب تهران) بوده نه مرتضوی. برخورد شخصی من مربوط به ۱۰ سال پیش است و آن موقع حداد چهره شناخته شده ای نبود. با این حال محتمل است اشتباه کرده باشم.

+ نوشته شده در جمعه 1388/04/12ساعت 10:28 توسط نیما نامداري