تبليغاتX
ساز مخالف - چرا کروبی را ترجیح می دهم

اين ياد‌داشت روز گذشته من در روزنامه اعتماد ملي است. توجه داشته باشيد كه بنا به اقتضائات مطبوعاتي و سياسي در نوشتن آن خودسانسوري فراوان كرده‌ام:

براي نسل من كه از سالهاي پس از دوم خرداد در ميانه معركه اصلاحات بوده‌اند مهدي كروبي پديده‌ آموزنده‌اي است. او از كساني است كه بايد از سن خامي و جواني عبور كرد تا اهميت‌شان را دريافت. شايد به همين دليل است من كه در انتخابات مجلس ششم و رياست‌جمهوري گذشته به كروبي راي نداده‌ام اكنون به اتكاي تجربه سالهاي اخير و در قياس با ديگر نامزدهاي موجود او را گزينه مناسب‌تري براي رياست جمهوري مي‌ دانم. دلايل اين قضاوت به اختصار به شرح زير است:

1.اگر در فرايندسياسي اصلاحات در دو دهه اخير مشاركت داشته‌ايم اخلاقا موظفيم به كروبي راي دهيم. از ميان نامزدهاي موجود او تنها كسي است كه در هزينه‌هاي اصلاحات شريك بوده و براي كاهش آنها تلاش كرده‌است. خانواده‌هاي زندانيان سياسي، دانشجويان، فعالن حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و ... فراموش نكرده‌اند تنها ملجا و پناهي كه براي آنان در اين سالها وجود داشته دفتر مهدي كروبي بوده‌است.

2.اصلاح‌طلبي يك هويت سياسي است. هويتي كه در دو دهه اخير به واسطه مبارزه با ظلم، تبعيض و تعصب شكل گرفته‌است. كروبي تنها نامزد در ميان نامزدهاي موجود است كه در شكل‌گيري اين هويت سياسي سهيم بوده‌است. يعني بقا و پيروزي اصلاح‌طلبان براي او مهم بوده وسكوت و عافيت نگزيده‌است. اكنون هم تنها نامزدي است كه در اصلاح‌طلب خواندن خود شك و ترديد ندارد. 

3.كروبي گندم‌نما و جو فروش نيست. همين است كه هست و اين صراحت و صداقت او را پيش‌بيني پذير كرده‌است. او حرفي نمي‌زند كه نتواند. كروبي با ادعاي 100 وارد ميدان نمي‌شود و از آن طرف هم با نمره 10 خارج نمي‌شود. او از همان اول هدفش را رسيدن به 50 مي‌گذارد و به همان هم مي‌رسد. اين حسن يك سياست‌مدار است كه واقع‌بين باشد و اندازه توانش ادعا كند.

4.در عرصه اقتصاد كروبي تلاش كرده كلي گوئي نكند و حرفهاي روشن و مصداقي بزند. كم كردن تورم، افزايش اشتغال، رشد اقتصادي، افزايش درآمد سرانه و ... شعارهائي كلي است  كه همه نامزدها هم مي‌گويند. اما آنها بايد توضيح دهند كه چگونه به اين اهداف خواهند رسيد. تاكنون كروبي تنها نامزدي بوده كه طرح اقتصادي خود را با محوريت سهامي كردن صنايع پائين‌دستي نفت ارائه كرده‌است . طرحي كه به گمان من هم ممكن است هم مفيد.

5.در ميان نامزدهاي موجود باز هم كروبي تنها كسي است كه در برنامه‌ها و تبليغاتش به نقد احمدي‌نژاد بسنده نكرده‌است. او تلاش كرده برنامه و تيم منسجم داشته باشد و همان قدر كه به نقد وضع موجود مي‌پردازد از وضع مطلوبي كه در ذهن دارد هم سخن بگويد. اين را مقايسه كنيد با نامزدهاي ديگري كه تا كنون جز حمله به دولت فعلي حرفي نداشته‌اند. دولت فعلي آنچنان ناكارآمد و خسارت‌زا بوده كه نقدش نه نيازمند شجاعت است نه هوش و استعداد ويژه؛ به همين دليل نامزدهائي كه بي‌توجه به ضرورت اثبات خود، صرفا به نقد رقيب پرداخته‌اند انتخابات و راي‌دهندگان را دست‌كم گرفته‌اند. اما كروبي ما را دست‌كم نگرفته‌است.

6.كروبي نشان داده سياست‌مدار عمل‌گرا و منعطفي است. او ‌فهميده كه جامعه تغيير كرده و «ملت» دهه 80 با «امت» دهه 60 تفاوت دارد. اين ملت هم شامل ساسي مانكن است هم دراويش گنابادي و همه اينها هستند كه ايران را مي‌سازند. باز هم اين را مقايسه كنيد با نامزدهاي ديگري كه  هنوز هيچ نشده چهره برخي زنان را از تصاوير ميتينگهاي انتخاباتي خود سانسور مي‌كنند. كروبي فهميده كه به عنوان يك رهبر سياسي بايد تنوعهاي موجود در جامعه را به عنوان واقعيت بپذيرد و آنها را نه انكار كند نه پنهان.

7.كروبي در قياس با نامزدهاي موجود شباهت بيشتري به يك سياست‌مدار مدرن دارد. هميشه عضو حزب بوده، اهميت رسانه را درك كرده و روزنامه دارد، دنبال تلويزيون خصوصي است، اهميت لابي‌گري در سياست را مي‌داند، به تغيير انتظارات در جامعه حساس بوده و تلاش كرده خود را با آن تطبيق دهد. در عين حال تحليل سياسي روشني دارد و هر روز تحليلش را تغيير نمي‌دهد. مانند بسياري از سياسيون ايران نيست كه اول بر اساس منافع شخصي تصميم‌مي‌گيرند سپس برايش توجيه مي‌بافند.

8.كروبي به خوبي فهميده براي اداره مملكت بيشتر از تئوريسين به تكنوكرات احتياج دارد. قوه مجريه بيش از آنكه جاي نظريه‌پردازي و لفاظي باشد محل تصميم‌گيري و اجرا است. به همين دليل تيم خود را با مديران اجرائي خوش‌نام تكميل كرده‌است.

9.كروبي سابقه‌اش با ادعايش مي‌خواند. وقتي مي‌گويد به حقوق قوميتها احترام مي‌گذارد، در توانمندسازي زنان و رفع تبعيض از آنها مي‌كوشد، وزير زن خواهد داشت، سانسور را كم مي‌كند و ... من حرفش را باور مي‌كنم. طبعا آنقدر ساده نيستم كه از او انتظار داشته باشم در همه زمينه‌ها به همه‌ آنچه امثال من مي‌خواهند عمل كند. او در حدي كه توان و اعتقاد داشته باشد تلاش خواهد كرد. در نامزدهاي موجود توان او و هم‌پوشاني برنامه‌هايش با خواسته‌هاي من از همه بيشتر است. فعلا همين براي من كافي است.

10.كروبي نه نماينده همه مطالبات من است و نه توان نامحدود دارد. اما سابقه‌اش نشان داده كه پاي حرفش مي‌ايستد و اين در عالم سياست ما كم امتيازي نيست.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 9:10 توسط نیما نامداري