فضاي وبلاگستان ديگر آن طراوت و جسارت گذشته را ندارد. از آنچه سرنوشت واقعي ما يعني ايرانيهاي ميانهحال را رقم ميزند دور افتاده. وبلاگ نويسي فرع وبلاگداري شده و روابط وبلاگي حال آدم را بد ميكند. فرايند لينك دادن و گرفتن و كامنت گذاشتن میل خودنمائي و رويت شدن آدم را به طرز حقيرانهاي تحريك ميكند.
همچنين براي من كه به اسم واقعي می نویسم اين وبلاگ كار را سخت كرده. برخلاف انتظار اين مساله ربطي به نوشتههاي سياسي ندارد مشكل پيش قضاوتهائي است كه آدمها از طريق خواندن اين وبلاگ در مورد من پيدا ميكنند. قضاوتهائي كه تا وقتی مرا نبينند و با من ارتباط نداشته باشند صرفا پيشقضاوت است (و در اغلب موارد نادرست و معوج) و در بسياري از موارد منجر به ايجاد اشكال در شكلگيري روابط من با آدمهاي دور و برم ميشود. اين اتفاق وقتي دردسرزا ميشود كه بدانيد بسياري از همكاران و آشنايان شغلي من خواننده اين وبلاگ هستند.
به دلايل بالا اين وبلاگ ديگر بهروز نخواهد شد.