گزارش تابناك از دعواي حاج آقا صفار هرندي با گوينده تلويزيون خيلي جالب است. از بين تمام جملات سفيهانه مايل به مضحك آقاي وزير، من اين يكي را هيچ طور نميتوانم بي خيال شوم:
این مهم است که جامعه ما جامعه کتابخوان حرفهای نیست در حالی که در بسیاری از کشورها در اتوبوس و مترو هم مردم کتاب میخوانند، چه بسا آن کتاب رمان باشد.
آقاي وزير فرهنگ و ارشاد دولت كريمه اسلامي معتقد است آدم بايد كتاب بخواند حتي اگر از نوع مبتذل و بي ارزشي موسوم به رمان باشد، البته اگر مفاتيح، حليه المتقين، ديوان حميد سبزواري، احمدينژاد معجزه هزاره سوم و از اين دست كتابهاي ارزشمند و ذوبواطن باشد كه بهتر است اما خوب اگر كسي مغزش كشش نداشت يا در دلش مرضي بود رمان هم خواند اشكال ندارد از نخواندن بهتر است. البته واضح است منظور هر رماني هم نَيست بلكه آنچه كه از زير تيغ سانسور مميزان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت كريمه گذشته و شايسته خواندن در اتوبوس و مترو شناخته شده باشد. حيف از نفرت كه آدم نثار اين تمثالهاي جهالت و وقاحت كند.