تبليغاتX
ساز مخالف - غار نشینیم

زندگي در عصر جمهوري اسلامي شبيه زندگي درون غار است. ما درون غاري زندگي مي‌كنيم كه گاهي سرو صداهائي از بيرون شنيده مي شود يا سايه هائي روي ديوار غار مي افتد اما اغلب نمي دانيم در بيرون غار چه ميگذرد. دچار توهميم. واقعيتها و اتفاقات دنياي خارج را نامتناسب با واقعيت و جسته و گريخته درك ميكنيم.

اصلي ترين علتش به گمان من ضعف فاحش آموزش زبان انگليسي در ايران است. كمتر كشوري در دنيا هست كه تا اين حد در صحبت كردن به انگليسي يا دست كم يك زبان معتبر دنيا ضعيف باشد. در مرتبه بعدي انحصار رسانه اي است. ما رسانه نداريم. صدا و سيماي دولتي كه عملا بلندگوي ايدئولوژيك حكومت شده و خودش يكي از نگهبانان غار است. مطبوعات كه شوخي هستند، وقتي مستقل ترين روزنامه موجود اعتماد ملي باشد كه متعلق به شيخ مهدي كروبي است ديگر تكليف روشن است. آموزش و پرورش ايدئولوژيك و منحط ما هم كه تقريبا هيچ اطلاعات مفيدي براي شناخت جهان به دانش آموز نمي دهد و اصلا علاقه اي به تقويت مهارتهاي ارتباطي او ندارد. بحران مطالعه هم باعث شده كتابهاي ترجمه اي اثر ناچيزي در فرهنگ عمومي داشته باشند. و نهايتا سفر به خارج هم كه گران است و خارجيها هم به ايران نمي آيند.

اين شده كه كلا ايراني جماعت در حال حاضر شناختش از دنياي خارج كاريكاتوري و ناقص است. فكر مي كنيم مردم در غرب، بلاانقطاع مشغول سكس اند، ارزشهاي اخلاقي تعطيل شده، خودمان را خيلي باهوش مي دانيم، فكر ميكنيم قطب عالم امكان هستيم و نمي دانيم امروز ارزشهاي جهاني چيست، اين مي شود كه فكر ميكنيم رئيس جمهورمان حال دنيا را گرفته و از اين حالگيري عشق ميكنيم. اين مي شود كه فاجعه، حماسه مي شود.

پی نوشت: با توجه به کامنتها باید نظرم را اصلاح کنم. اهمیت ندانستن زبان انگلیسی کمتر  است و انحصار رسانه و سیستم آموزش و پرورش ایدئولوژیک بیشتر. البته هنوز هم به وضعیت فاجعه زبان در مذیران کشور  معتقدم.  ضمنا یک نکته مهم دیگر: اینکه مردم دیگر کشورها پیگیر اخبار رسانه ها نیستند فرق می کند با وضع ایران که اخبار غلط داده می شود و خیلی از مردم امکان دسترسی به منابع معتبر را هم ندارند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت 10:10 توسط نیما نامداري |