تبليغاتX
ساز مخالف - سوالهائی از منتقدین جنبش زنان

به دو دلیل پیش از نوشتن این مطلب مطمئن نیستم که نوشتنش درست است یا نه، اول آنکه وقتی شادی و محبوبه زندان هستند نمی دانم بحث در مورد مشکلات جنبش زنان چقدر به صلاح باشد دوم هم آنکه نمی دانم امثال من که نه کاری برای زنان مملکت کرده ایم نه اطلاعی از مسائل و تجربیات فمینیستهای ایرانی داریم و نه حتی مطالعه قابل توجهی در مورد فمینیزم داشته ایم چقدر صلاحیت علمی و اخلاقی قضاوت در مورد آن را داریم. با آقای سید آبادی هم موافق نیستم که این نگاه از بیرون حتما می تواند مفید باشد چون نگاه از بیرون فقط امکان قضاوت در مورد اثرات و نتایج یک پدیده را دارد و در مورد روشها و فرایندهای دست یابی به آن نتایج نمی تواند حرفی بزند. من که آشپزی بلد نیستم می توانم بگویم که غذایتان خوشمزه هست یا نه اما نمی توانم به شما بگویم چگونه آشپزی کنید.

اما ترجیح دادم به جای پاسخ به نقدها از جمله الپر، امیر علیزاده، شبنم کهن چی و جمهور سوالهائی از این منتقدان جنبش زنان بپرسم:

1-   فکر نمی کنم این دوستان هیچ کدام بیانیه زنان با عنوان ما چشم به آينده دوخته‌ايم را کامل خوانده باشند. در کجابی این بیانیه از فراخوان برای تجمع و تحصن سخن گفته شده که شما آن را نقد می کنید. عده ای مشخص با نام و عنوان پای بیانیه ای را امضا کرده اند و گفته اند دوستانشان را هنگام حضور در دادگاه همراهی می کنند و هیچ کسی را هم به حضور در آنجا دعوت نکرده اند. این کار با کدام استدلال حرکتی خشونت آفرین ارزیابی می شود؟

2-   نسرین تعریف می کند در بند عمومی تا اسم شادی صدر را آوردیم گوئی رمز عبور به قلبهای زنان زندانی در بند نسوان زندان اوین را وارد کرده ایم موج محبت و اطمینان بود که از سوی این زنان بی پناه به سوی ما سرازیر شد. کیست که نداند شادی صدر و بسیاری دیگر از این 33 زن لحظه لحظه عمرشان را صرف کارهای بی سرو صدا اما پر اثر کرده اند. آیا فکر نمی کنید این آدمها حتما تمام راهها را بسته دیده اند؟ آیا فکر نمی کنید که اگر امثال شادی صدر، فاطمه گوارائی، مینو مرتاضی و ...  توان چانه زنی با بخشهائی از حاکمیت را دارند به اتکای ترسی است که حاکمیت از قدرت بسیج گری و فشار از پائین آنها دارد؟

3-   مدتی است احساس می کنم فضای تحلیل سیاسی در کشور کلیشه ای شده. از اولین سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران که خاتمی تحلیل قیچی شدن اصلاحات میان دو تیغه ارتجاع و رادیکالیزم را مطرح کرد تا امروز، دوستان اصلاح طلب کدام تحلیل جدید را مطرح کرده اند. تئوری قیچی آقای خاتمی اگر درست بود باید منجر به موفقیت دولت او و حامیانش می شد. احساس می کنم چهارچوب تحلیلی حاکم بر ذهن منتقدین امروز جنبش زنان همین کلیشه قیچی است. اگر اینطور باشد گروه ایده آل از نظر منتقدین که نماد میانه روی و اعتدال در جریان زنان باشند چه کسانی هستند؟ اگر به اسم زنان بازداشت شده نگاهی بیاندازید تقریبا از تمام جریانهای موجود عده ای بازداشت شده اند. بدیل پیشنهادی شما کدام مشی و روش است؟

4-   این دایره میانه روی و اصلاح طلبی این روزها به قدری تنگ شده که من تردید کرده ام آیا این دوستان غیر از رای دادن، کنش اعتراضی دیگری را هم پیشنهاد می کنند؟ تجمع نکنید، تحصن نکنید، در خیابان با دوستانتان قرار نگذارید، شعار ندهید، پلاکارد دست نگیرید، با رسانه خارجی مصاحبه نکنید، روزنامه ها هم که بیانیه ها و خبرهایتان را سانسور می کنند از آن طرف حکومت هم که نمی گذارد روزنامه منتشر کنید، وب سایتهایتان را فیلتر می کند، قرارهای خانگی تان را ممنوع  می کند، ممنوع السفر و محروم از تحصیلتان می کند، از کار بیکار می شوید، پروانه وکالتتان ابطال می شود، مدام به این ور و آن ور احضار شده و تهدید می شوید، اخبار فمینیستهای زندانی یا تحت فشار سانسور می شود، روز به روز فشارهای در خفا بیشتر و بیشتر می شود و ... با این اوصاف شما بفرمائید این زنان برای اعتراض به احضار دوستانشان به دادگاه چکار می توانند بکنند؟

5-   آیا هر حرکتی که در خارج از چهاردیواری اتاق بود انقلابی است؟ آیا راه پیمائیهای میلیونی به رهبری گاندی در زمان مبارزات استقلال طلبانه هندیها روشی خشونت آفرین بود؟ آیا راه پیمائیها و متینگهای سیاهان آفریقای جنوبی به رهبری نلسون ماندلا خشونت آفرین بود؟ آیا مارتین لوترکینگ که تجمعهای بزرگ را رهبری می کرد بی آنکه با نظم سیاسی حاکم بر آمریکا کار داشته باشد و صرفا ارزشهای اخلاقی و اجتماعی آن روزگار جامعه آمریکائی را نقد می کرد از نظر شما انقلابی محسوب می شود؟ آیا بین انقلاب و اصلاحات هیچ روش میانه ای وجود ندارد؟ آیا هر حرکتی زیر نور آفتاب رفتاری انقلابی است حتی اگر ایستادن حدود 40 زن در حاشیه پیاده روی جلوی دادگاه انقلاب بدون هیچ شعار و حتی پلاکاردی باشد؟

6-   آنها که این حرکت جنبش زنان را تندروی می دانند آیا در مورد تحصن نمایندگان مجلس ششم هم همین نظر را دارند آیا برای میتینگهای اعتراض به بازداشت هاشم آقاجری و ... هم همین نظر را دارند؟ قصد انگیزه خوانی ندارم اما نمی دانم چرا فکر می کنم نگاه نهفته در ناخودآگاه منتقدین همان حرف قدیمی اصلاح طلبان در اوائل دولت خاتمی است که معقد بودند فعلا مسئله زنان و عدالت جنسیتی اولویت ندارد و بگذارید ابتدا مساله دموکراسی در ایران حل شود آن وقت به زنان هم خواهیم رسید! اگر چنین باشد چه کسی مسئول شرایط میلیونها زنی است که روزانه تحت خشونت خاگی، تبعیضهای جنسیتی، محرومیت از حقوق اولیه و دهها تهدید دیگر قرار می گیرند؟

7-   کسی مخالف آگاهی بخشی و توسعه شبکه های ارتباطی در پائین ترین سطوح جامعه نیست. تصور می کنم از این نظر جنبش زنان موفق ترین حرکت اجتماعی در ایران باشد. اما تجربه دیگر کشورها نشان داده اگر این رشد آگاهیهای عمومی با توسعه قوانین و سیاستهای حمایتی همراه نباشد عملا بهبود چندانی در شرایط زنان حاصل نمی شود. به عنوان مثال در ژاپن علیرغم سطح بالای تحصیلات و آزادی رسانه ها، به دلیل ضعف در قوانین و سیاستهای دولتی عملا وضعیت زنان بسیار بدتر از برخی کشورهای جهان سوم است. اصلاح قوانین و سیاستهای دولتی صرفا از طریق دولتها امکان پذیر است. منتقدین چه راهکاری را برای فشار به حاکمیت برای توجه به مسائل زنان پیشنهاد می کنند؟

+ نوشته شده در شنبه 1385/12/19ساعت 15:55 توسط نیما نامداري |