تبليغاتX
ساز مخالف

چه بايد كرد؟ اين سوال تكراري اين روزها است. من ترجيح مي‌دهم فعلا بگويم چه نبايد كرد. براي پاسخ به اين سوال بايد واقع‌بينانه قضاوت كنيم كه اكنون چه پيش روي ما است:

1.      رئيس‌جمهوري به نام احمدي‌نژاد

2.      انتخاباتي كه معتقديم به تقلب آلوده شده

3.      صدها بي‌گناه كه جان يا سلامتشان را از دست داده‌اند

4.      بيش از 200 نفر زنداني سياسي كه عمدتا به دليل نقش‌شان در جريان اطلاع رساني يا توان‌شان در بسيج‌گري و سازماندهي در حوزه سياسي بازداشت شده‌اند

5.      آرايش سياسي جديدي كه در آن رهبري كنار احمدي‌نژاد ايستاده، هاشمي به يك قدمي اخراج از حياط خلوت قدرت رسيده و اصلاح‌طلبان جميعا به بيرون حاكميت پرتاب شده‌اند

6.      جامعه‌اي كه در آن شكافهاي جديدي حول فقير و غني يا روستائي و شهري فعال شده و حكومت تمايل دارد اين شكافها را تعميق كند

7.      قدرت نمائي نظام در ممانعت از گردش اطلاعات

8.      درك جديدي از پتانسيل خون‌ريزي و سركوب ايجاد شده در نظام

9.      اعتماد از دست رفته مردم به صندوق راي كه بعيد مي‌دانم به اين زودي‌ها بازسازي شود

10.  تجربه نه چندان موفق يك شورش نسبتا بدون خشونت كه اگرچه خودآگاهي و اعتماد به نفس مردم را افزايش داد اما ريسك‌پذيري‌شان را هم كاهش داد

11.  نخبگان و روشنفكراني كه محافظه‌كارترين‌هاي‌شان هم (حتي فوتباليستها كه نماد لمپنيزم بودند) صراحتا مخالفت خود با عملكرد نظام را علني كردند

ظاهرا اوضاع خوب نيست اگرچه كاملا هم بد نيست. واضح است در كوتاه‌مدت دست‌مان خالي بود خالي‌تر شد اما جوانه‌هاي جديدي روئيده‌است كه در بلند مدت به كار سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه خواهند آمد. برگردم به سوال اول: چه نبايد كرد؟ فكر مي‌كنم بايد از خون‌ريزي اجتناب كرد. برنده اين بازي ما نيستيم خون‌ريزها هستند. گذشت آن دوره كه مي‌گفتند هر قدر مظلوم‌تر، پيروزتر. چرا بايد اين آدمها كشته شوند بي آنكه خواب ديكتاتوري پريشان شود؟ چرا ندا (اين دختري كه تصوير جان دادنش جان همه ما را آتش زده) بايد كشته شود در حالي‌كه امثال احمدي‌نژاد خنده‌هاي كريه مي‌كنند؟  

 اول از همه بايد به خودم تذكر بدهم كه لازم است خشم و نفرتي را كه باز اين روزها غليان كرده و در نوشته قبلي آشكار شد را كنترل كنم. نفرت محرك خوبي است اما تنها با نفرت نمي‌شود مبارزه سياسي كرد. نمي‌دانم اين وبلاگ چقدر خواننده دارد و چه تعداد از آنها براي نوشته‌هاي من ارزش قائلند. اما مي خواهم خواهش كنم اگر اينجا را مي‌خوانيد و خودتان هم وبلاگ داريد يا تريبوني براي نوشتم يا گفتن داريد كمك كنيد فضا را تغيير دهيم. ادامه اين وضع به نفع «او»ئي است كه بوي خون مستش مي‌كند. متنهاي احساسي تان را دوست دارم شعرها و خشم‌هايتان را هم دوست دارم اما آينده‌نگري و واقع‌بيني‌تان را دوست‌تر دارم. به فكر فردا باشيم.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 20:3 توسط نیما نامداري

براي من كه با اسم واقعي و از درون ايران مي‌نويسم و وجودم سرشار از نفرت از ديكتاتوري است گاهي اوقات نوشتن در اين وبلاگ سخت مي‌شود. گاهي شجاعت آن را ندارم كه با صراحت حسم نسبت به شدت وقاحت و پليدي جريان دار در رگ و ريشه اين سايه تاريك گستريده بر بالاي سرمان را بيان كنم. اين طور وقتها از خودم شرم مي‌كنم از خاكي كه بر آن قدم مي‌زنم شرم مي‌كنم از هواي مشتركي كه با مجسمه‌هاي فساد و زشتي تنفس مي‌كنم شرم مي‌كنم. از اميدي كه هر چند اندك، دارم شرم مي‌كنم. از عجزم و ناتواني‌ام در ايستادگي مقابل انسان‌نمايان حاكم بر مقدرات ميهنم شرم مي‌كنم. از بی شرمی شما شرم می کنم.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 9:51 توسط نیما نامداري

نامه موسوي از نظر سياسي هوشمندانه است. راه پس و پيش را باز گذاشته يعني نه صراحتا پايان جريان را اعلام كرده نه به روشني عزم ادامه اعتراضات را بيان كرده‌است. البته نتيجه سياسي اين نامه پايان اعتراضات است زيرا موسوي از مردم خواسته «خود» نحوه ادامه اعتراضات را معين كنند يعني از راهبري و هدايت جريان كناره‌گيري كرده‌ و به مردم فهمانده كه از او انتظار تعيين گامهاي بعدي را نداشته باشند. موسوي به مخاطب خود القا مي‌كند كه اگرچه نتيجه انتخابات را نپذيرفته و به تلويح نقدهايش به رهبري را هم بيان كرده‌ اما قصد ندارد به عنوان يك رهبر سياسي در مقابل نظام بايستد. اينكه اين موضع مفيد است يا غيرمفيد و اخلاقي است يا غيراخلاقي را بعدا مي‌توان بيشتر بحث كرد اما موضعي هوشمندانه است.

اما بخشي در اين نامه است كه به شدت مرا آزار مي‌دهد. آنجا كه مي‌گويد:

"پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود."

واقعا همه (يا عمده) حاميان موسوي و آنها كه اين روزها براي او در راهپيمائي‌ها شركت مي‌كردند چنين جنسي دارند؟ چقدر اين نوشتار شبيه گفتار رهبري در خطبه‌هاي اخير است كه راي 40 ميليوني مردم را راي به نظام و تائيد آزادي بيان در ايران مي‌داند. شايد خواننده به هيجان‌آمده و دردمند اين روزها، از خرده‌گيري من چندان خوشش نيايد اما براي من اين گوشه‌ها نشانه‌هائي از رفتار سياسي نسلي است كه  آرزوي بازنشستگي آنها را دارم. نسلي كه مدام تنوع و تفاوت را انكار مي‌كند نسلي كه به خود اجازه مي‌دهد به جاي ديگران حرف بزند نسلي كه كمي اين‌ورتر كمي آن‌ورتر، متعصب و ديكتاتورمآب است.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 0:29 توسط نیما نامداري

من تلاش بسياري كردم تا مطلع شوم آيا امروز راهپيمائي هست يا نه اما به دليل مشكلات در برقراري ارتباط و امن نبودن خطوط تلفن تا الان نتوانسته‌ام پاسخ قطعي بگيرم. البته ظاهرا هنوز تصميم قطعي هم گرفته نشده‌است. تصور مي‌كنم كروبي، موسوي و خاتمي به سكوت خود ادامه دهند و با سكوت پاسخ رهبري را بدهند. اين سكوت اگر تا بعد از ظهر ادامه يابد معنايش اين است كه با راه‌پيمائي مخالف نيستند ضمن آنكه از خود سلب مسئوليت هم كرده‌اند. فكر مي‌كنم اين روش بدي نيست چون رهبری و اعوان و انصار او مي‌دانند كه بودن رهبر و هادی در چنين حركت‌هائي از نبودنش بهتر است و مي‌تواند در كنترل آن موثر باشد. به همين دليل اگر در سركوب راهپیمائی با مشكل مواجه شوند ناچار به امتياز دادن به موسوي و كروبي و خاتمي خواهند بود تا آنها مداخله کرده و مردم را آرام کنند. بايد توجه داشت كه با دستگيري امين‌زاده، ابطحي، تاج‌زاده، نبوي، رمضان‌زاده و ... عملا سركوب تا پشت در اتاق خواب هر سه نفر آقايان رفته و اينها مي‌دانند تا دستگيري يك قدم فاصله دارند. رهبري هم ديروز همین را صراحتا هشدار داد. با اين اوصاف به قول آخوندها اگر شركت در راه‌پيمائي‌هاي هفته گذشته واجب كفائي بود امروز واجب عيني است.

پ.ن: خبر بازداشت قوچاني صحت دارد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/30ساعت 9:41 توسط نیما نامداري

تبعات سخنان و گريه‌هاي رهبري در نماز جمعه تهران:

1- موسوي و كروبي بر سر دوراهي خروج از حاكميت قرار گرفتند. رهبري صراحتا از اتهام تقلب انتقاد كرد و تصريحا نشان داد كه نتيجه انتخابات را كاملا قبول دارد و از آن به هر قيمتي دفاع خواهد كرد. به موسوي و كروبي پيغام داده شد كه هزينه ادامه مخالفت، بالاتر از آن است كه فكر مي‌كنند. اما اگر كوتاه بيايند رفتارها و گفتارهاي دو ماه و به ويژه يك هفته اخيرشان ناديده گرفته خواهد شد.

2- تا مدتي احمدي‌نژاد موتور تبليغات عليه مخالفان خود درون حكومت را خاموش خواهد كرد.

3- محسن رضائي از بازي حذف شد و اعتراضش را ادامه نخواهد داد.

4- هاشمي در آستانه بازنشستگي سياسي قرار گرفت يعني خروج محترمانه از هسته قدرت و در حاشيه نشستن اما در ازايش فحش نخوردن

5- قطعا از فردا تجمعات سياسي ممنوع خواهد شد و سركوب حركت‌هاي خياباني آغاز خواهد شد. اما اين كار با حضور مستقيم پليس انجام شده و لباس شخصيها در حاشيه خواهند بود.

6- زندانيان سياسي بازداشت شده در روزهاي اخير، وضعيت خطرناكي پيدا كردند.

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 14:25 توسط نیما نامداري

به دلايلي كه الان زمان بحثش نيست من موافق نيستم موسوي در دور اول برنده بوده و با تقلب بازانده شده‌است. تصور من اين است كه احمدي‌نژاد با يك برتري نه چندان قابل توجه آن هم در دور دوم انتخابات را مي‌برد. اما فقدان اعتماد به نفس در تيم احمدي‌نژاد و ميل به تحقير رقيب و ابزار سازي براي چهار سال پروپاگاندا آنها را به سوي تقلب سوق داد. به همین دلیل معتقدم حتی اگر دریافتیم تقلبها در انتخابات آنقدر نبوده که نتیجه انتخابات را از این رو به آن رو کرده باشد باز هم بایداز اعتراضات فعلی دفاع کرد.

اما با اين تحليل من بايد پاسخ دهم كه اگر اكثريت مطلق مردم را مخالف احمدي نژاد نمي‌دانم پس شكل‌گيري اين تجمعات، راه‌ىپيمائي‌ها و جنبش اعتراضی را چگونه توجيه مي‌كنم؟ سوال درستي است.

شايد ما اكثريت قاطع نباشيم و حتي در اقليت (اما قدرتمند) باشيم با اين حال هيچ كس حق ندارد اقليت آن هم چنين اقليت قدرتمندي را ناديده بگيرد. دموكراسي به معناي ديكتاتوري اكثريت نيست اين را بايد به رهبري و احمدي نژاد فهماند. آنها در انتخابات سال 84 به هر حال موفق شدند اكثريت مردم را به هر طريقي به سوي خود جلب كنند. اما هم رهبري و هم احمدي‌نژاد چنان از پيروزي خود سرمست شدند كه در چهار سال گذشته طوري عمل كردند كه انگار ما يعني اقليت باخته در انتخابات سال 84  اصلا وجود نداريم و شهروندان اين كشور نيستيم. تحقيرمان كردند سركوب‌مان كردند حتي يك سياست كه بر اساس منافع و خواسته‌ها و تمايلات ما باشد در چهار سال گذشته اجرا نشد. رهبري و احمدي‌نژاد حتي در ادبيات و گفتارشان هم ما را ناديده گرفتند و اگر گاهي يادمان ‌افتادند براي تحقير و تمسخر بود.

اين انسجام و انگيزه كه امروز در بخشي از جامعه ايجاد شده واكنشي به تحقيرهاي چهار سال اخير است. ما حتي اگر در اقليت باشيم اقليتي قدرتمند هستيم كه خواسته‌هاي مشخصي داريم. ما اگر تعدادمان كمتر باشد اما اراده‌مان، دسترسي‌مان به منابع اطلاعاتي، مهارت‌مان در مديريت حوزه‌عمومي و ... بيشتر است. اين پيامي است كه احمدي‌نژاد و به ويژه رهبري نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد. اگر چهار سال اين اشتباه را كردند از امروز دريافتند كه بايد حواس‌شان باشد ما اگر چهار سال سكوت كرديم معنايش اين نيست كه تا ابد سكوت مي‌كنيم عقب‌نشستن‌هاي ما بي‌نهايت نيست و  اگر كارد به استخوان‌مان برسد ديگر تحمل نخواهيم كرد.

ضمن اينكه اكثريت لرزان رقيب با عوام‌فريبي و دروغ و توزيع پول نقد و خريد راي ايجاد شده در حالي كه اقليت قدرتمند ما بر اساس منافع بلندمدت و مشخصه‌هاي ريشه‌دار طبقاتي شكل گرفته‌است. آن اكثريت عمري كوتاه دارد اما اين اقليت قوام و ثبات دارد. اي كاش سخنان رهبري در نماز جمعه امروز نشان دهد كه اين پيام دريافت شده و رهبري فهميده است ديكتاتوري اكثريت هم ديكتاتوري است آن هم چنين اكثريت لرزان و بي‌ثباتي!

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 11:43 توسط نیما نامداري

منحني شدت مواضع رهبري در يك هفته اخير ابتدا صعودي و سپس نزولي بوده است. پيام شتابان و پر آب و تاب بعد از انتخابات و يك سخنراني بعد از آن كاملا از موضع بي‌توجهي به اعتراضات مردمي انجام شد. اما بعد از راه‌پيمائي دوشنبه رفتار رهبري تغيير كرد كه در تعاملات با نامزدها و به ويژه جلسه با نمايندگان  آنها و نوع برخورد شوراي نگهبان قابل مشاهده‌است. حدس مي‌زنم هدف از اين تغيير لحن و مشي صرفا مديريت افكار عمومي و خريد زمان بوده است. اما احتمالا در نماز جمعه فردا رهبري دو موضوع را از هم منفك مي‌كند. در بحث انتخابات پس از پاره‌اي تعارفات سياسي با سه نامزد معترض همين موضع فعلي كه شوراي نگهبان بيشتر توجه كند را تكرار خواهد كرد. اما در بحث اعترضات كه رهبري اغتشاش و براندازي مخملي خواهدش خواند احتمالا سخنان وي تند و از موضع سركوب باشد و فضاي تبليغاتي براي سركوب حركت‌هاي خياباني و نيز سناريوسازي براي افراد بازداشت شده را ايجاد خواهد كرد. نتیجه انتخابات که تغییر نخواهد کرد اما من شدیدا نگران بازداشت شده ها هستم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/28ساعت 21:4 توسط نیما نامداري

شرايط به شدت پيچيده شده‌است. اتفاقات سياسي روزهاي اخير را بايد به دو بخش تقسيم كرد. يك بخش مساله انتخابات است. در اين بخش اميدي ندارم تغيير حاصل شود. چون حتي اگر شوراي نگهبان در موضع عدالت بود باز هم ستاد موسوي و كروبي شواهد محكمه‌پسند حقوقي براي ابطال انتخابات ارائه نكرده‌اند حال كه وضعيت شوراي نگهبان اين است ديگر چه انتظاري است؟ ضمن اينكه به وضوح سرد شدن فعالان سياسي و نا اميدي‌شان از تغيير نتيجه انتخابات را مي‌شود حس كرد. در گفت‌وگوهاي خصوصي و فردي كمتر كسي اميد به تغيير نتيجه دارد. جلسه ديشب رهبري با اعضاي ستادهاي انتخاباتي كانديداها و صحبت‌هاي با آرامش و از سر اطمينان رهبري و سكوت كانديداها هم اين باور را تشديد كرده‌است.

در سطح جامعه، موسوي به شدت تحت فشار هواداران خود است كه انتظار دارند او رهبري حركت اعتراضي را ادامه دهد. اما چون موسوي با شعار قانون وارد انتخابات شد و مدام احمدي‌نژاد را متهم به بي‌قانوني مي كرد الان خود را موظف مي‌بيند از مسير قانوني اعتراض خود را دنبال كند اما در مسير قانوني هم دستهايش خالي است. نوع رفتار او و ستادش طوري بوده كه نه مي‌توانند نتيجه انتخابات را بپذيرند نه مي‌توانند نپذيرند. اين وضعيت آنها را به شدت منفعل كرده‌است. گسترش اوباشي‌گري در شبهاي اخير تهران و نيز برخي ترديدها در حجم تقلب هم آنها را نسبتا مردد كرده است.

در مقابل شوراي نگهبان هوشيارانه ترجيح داده در واكنش به اعتراضات محافظه‌كارانه و با طمانينه عمل كند. به اين طريق زمان كشته مي‌شود تا هم حرارت مردم كم ‌شود هم حكومت بتواند با گسترش بازداشتها در حوزه سياسي براي خود خطر زدائي كند.

از اينجا بخش دوم وقايع سياسي آغاز مي‌شود. حكومت در حال تبديل يك تهديد (يعني حركت اعتراضي طبقه متوسط شهرهاي بزرگ) به يك فرصت (پاك‌سازي حوزه سياسي) براي خود است. وقتي امثال بهزاد نبوي، تاج‌زاده، رمضان‌زاده، امين‌زاده، محمد توسلي، حجاريان، عطريان‌فر، ابطحي و ... هم بازداشت مي‌شوند به راحتي مي‌شود دريافت كه حكومت دنبال چيست. مساله ديگر انتخابات نيست اگرچه اين بازداشتها و حمله به خوابگاه‌ها و دانشگاه‌ها باعث مي‌شود توجهات از انتخابات به موضوعات ديگر سوق پيدا كند اما تنها به اين اكتفا نكرده‌اند. عملا عملياتي براي سركوب اپوزيسيون در حال انجام است. نحوه مديريت عمليات سركوب به خوبي نشان مي‌دهد اين طرح از قبل روي ميز بوده و اكنون فرصتي براي اجراي آن فراهم شده است. نحوه قطع جريان اطلاعات در كشور و سرعت عمل در بازداشت افراد اين آمادگي را به‌خوبي نشان مي‌دهد.

ايجاد محدوديت شديد در جريان اطلاع رساني در كشور (كه در پست قبل توضيح دادم) براي اين است كه عمليات غافل گيرانه باشد تا فرصت سازماندهي براي مقاومت و مقابله وجود نداشته باشد. حتي ياهو مسنجر و در برخي زمانها جيميل هم مسدود شده‌اند. كساني كه با رسانه‌هاي خارجي مصاحبه مي‌كنند بلافاصله در فهرست بازداشت قرار مي‌گيرند. اين پيش‌گيري‌ها و آمادگي‌ها  قطعا بر اساس طرح قبلي است. شديدا معتقدم نبايد موج بازداشت‌ها را به انتخابات ربط داد. همز‌ماني اين دو رخداد از هوشمندي حكومت است. ظاهرا رژيم دو عمليات را با يك رمز آغاز كرده‌است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت 14:49 توسط نیما نامداري

حكومت جريان اطلاع رساني را مختل كرده‌است. مطبوعات شديدا سانسور مي‌شوند. وزارت ارشاد سردبيران روزنامه‌ها را خواسته و آنها را شديدا تهديد كرده است. نماينده دادستاني در كليه چاپخانه‌ها مستقر شده و محتواي آنها را قبل از چاپ كنترل مي‌كند. صدا وسيما كه تكليفش روشن است. SMS هم هنوز قطع است. شبكه تلفن همراه از نيمه شب تا بامداد قطع و گوشي برخي فعالان سياسي به طور خاص مسدود شده است. پهناي باند اينترنت كشور عامدانه كاهش يافته تا سرعت اينترنت به حداقل كاهش يابد طوري كه عملا در اغلب ساعات به ويژه در ارتباطهاي Dial up غيرقابل استفاده شده‌است. وب سايتها و وبلاگها با سرعت زياد در حال فيلتر شدن هستند. تصوير شبكه‌هاي ماهواره‌‌اي را با پارازيت مخدوش مي‌كنند. به قول يكي از دوستان اگر همين طور پيش برود بايد با دود به هم پيغام بدهيم. چرا حكومت از گردش اطلاعات مي ترسد؟

اگر گردش صحيح اطلاعات وجود داشته باشد امكان سازماندهي و انسجام‌بخشي وجود دارد و نهادهاي مرجع و افراد محوري مي‌توانند هدايت افكار عمومي را به دست بگيرند. اطلاع رساني درست كمك مي‌كند در تعيين اهداف دچار توهم يا تعصب نشويم بتوانيم سره را از ناسره تشخيص دهيم. حكومت از اين مي‌ترسد كه مردم بدانند واقعيت چيست.  

افكار عمومي در شرايط بحراني مانند اوضاع روزهاي اخير حساس تر از هميشه مي‌شود و ميل خبرگيري بيشتري دارد. به همين دليل شبكه شايعه به شدت قوي و سريع عمل مي‌كند. هر شايعه‌اي عمري دارد يعني بالاخره مشخص مي‌شود واقيعت داشته يا نداشته است. عمر شايعه در شرايط بحراني كوتاه مي‌شود اما تعداد شايعات افزايش مي‌يابد. حال در چنين شرايطي هر قدر شايعات و اخبار غلط يا نادقيق بيشتر شوند اعتماد افكار عمومي كمتر مي‌شود. اتفاقا اين هماني است كه حكومت مي‌خواهد چند شايعه كه تكذيب شد اعتماد عمومي كم شده و ديگر اخبار راست هم پذيرفته نمي‌شوند. به همين دليل است كه در اغلب حركت‌هاي مشابه در تاريخ ايران و كشورهاي ديگر بعدها معلوم شده حكومت خود عامل ايجاد شايعه بوده‌است. مردم عادي چون به اخبار رسانه‌هاي رسمي اعتماد ندارند. در چنين مواقعي حكومت‌ها با استفاده از شبكه شايعه افكار عمومي را مديريت مي‌كنند.  

ضمن اينكه ما ظرفيت موسوي، كروبي و خاتمي را مي‌دانيم اين تصور كه آنها رهبري يك جنبش نافرماني مدني را به عهده مي‌گيرند تصور درستي نيست. اين شايعات باعث مي‌شود فضا آنها را هم بترساند و همين چند اقدام و بيانيه‌اي را هم كه مي‌دهند ندهند. از طرف ديگر اين شايعات باعث مي‌شود برآورد مردم از هزينه مخالفت‌شان و ميزان قدرت و انسجام حكومت هم غيرواقعي شده و ريسك‌پذيري‌شان كاهش يابد.

بسياري از دوستان به دليل احساس مسئوليت و براي اينكه كمكي كرده باشند در اينترنت به ويژه از طريق ايميل شايعاتي را منتشر مي‌كنند كه به وضوح با واقعيت‌هاي موجود و منطق سياسي تناقض دارد. لطفا با مشاركت در شبكه شايعه به ديكتاتور كمك نكنيد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/26ساعت 11:8 توسط نیما نامداري

راهپیمائی در حال برگزاری است. گفته می شود جمعیت فراتر از انتظار بوده تخمینها متعدد است اما قطعا صدها هزار نفر آنجا هستند. از انقلاب تا آزادی انباشته از هواداران موسوی است. موسوی و کروبی و محمدرضا خاتمی در راهپیمائی حضور دارند. موسوی قصد داشته در تقاطع بهبودی سخنرانی کند اما ازدحام مانع شده مثل اینکه قرار است در میدان آزادی سخنرانی کند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/25ساعت 17:50 توسط نیما نامداري

دبیر کل فراکسیون خط امام گفت:«آقای دکتر خاتمی، بهزاد نبوی، محسن میردامادی، محسن صفایی فراهانی، زهره آغاجری،سعید شریعتی آزاد شدند و قول آزادی مصطفی تاج‌زاده، رمضان‌زاده و دیگران را تا ساعاتی دیگر داده‌اند.» به نقل از تابناک

فرزند هاشمي رفسنجاني گفت: استعفاي هاشمي از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام كذب محض است. به نقل از تابناک

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 17:50 توسط نیما نامداري

ظاهرا بازداشت سمیه توحیدلو صحت دارد. شیوا نظرآهاری و کیوان صمیمی هم بازداشت شده اند. همچنین تقی رحمانی هم گویا دیشب بازداشت شده است. در حوالی میدانهای ونک و  هفت تیر و خیابانهای وزرا و قائم مقام و تخت طاووس هم جمعیت جمع شده است. احتمالا امشب مانند دیشب شهر شلوغ خواهد بود. هوا که مثل دیشب ابری و بارانی است. 

پ.ن: هنگامه شهیدی هم بازداشت شده است

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 17:34 توسط نیما نامداري

اخبار به شدت مبهم است. ظاهرا موج بازداشت‌ها در حال گسترش است متواترا مي‌گويند محسن آرمين بازداشت شده همچنين چند نفر از اعضاي مشاركت از بازداشت فعالان اين حزب در شهرستانها خبر مي‌دهند. البته گفته مي‌شود رضا خاتمي آزاد شده‌است.  به دليل فضاي امنيتي موجود اغلب سياسيون موبايلها را خاموش و محل اقامت خود را تغيير داد‌ه‌ند. به همين دليل به اخبار بازداشتها و آزادي‌ها صد درصد نمي‌شود اتكا كرد. امروز هم محدوده فاطمي و ونك ناآرام است. خيابان وليعصر هم شديدا تحت كنترل پليس است. گفته مي‌شود ديشب در كوي دانشگاه تهران و حوالي ميدان كاج درگيريهاي شديدي بوده كه ظاهرا مصدوم هم داشته است.

پ.ن: پرس و جوهاي من تا الان بازداشت بيش از صد نفر در سراسر كشور را نشان مي‌دهد. البته اينها كساني هستند كه با برنامه و قصد بازداشت شده‌اند و اين تعداد شامل بازداشت‌هاي خياباني نمي‌شود. ضمنا مهندس صفائي فراهاني و احتمالا خانم سميه توحيدلو هم بازداشت شده‌اند. خانم توحيدلو را هنوز مطمئن نيستم اي كاش دوستان ايشان خبر رساني كنند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 13:48 توسط نیما نامداري

با توجه به توقف فرايند اطلاع‌رساني در كشور تلاش مي‌كنم گزارشي از وضع سياسي تهران بدهم. طبعا همه اين  موارد شنيده‌هائي است كه من با احتمال بالا (نه صد درصد) صحت آنها را تائيد مي‌كنم.

ديشب تا بامداد فضاي نيمه شمالي تهران متشنج بود. ماشينها بوق زنان در خيابانها مي‌چرخيدند. خبر درگيري‌ها در مركز شهر به اندازه كافي پخش شده و تكرار نمي‌كنم. اما در محلات شمال و شمال غرب شهر مردم در گروه هاي متعدد در خيابانها ايستاده و پارچه‌هاي سبز تكان مي‌دادند. در برخي محلات (مثلا حوالي ميدان سرو) بسياري از مردم روي بام‌ها شعار مرگ بر ديكتاتور مي‌دادند. دست‌كم دو مورد در سعادت‌آباد حمله به ستادهاي احمدي‌نژاد را شخصا ديدم. همچنين شنيده‌ام در برخي محلات غرب تهران درگيري و آتش زدن برخي اماكن و وسايل عمومي وجود داشته‌است.

در همين حين تعداد زيادي از فعالان سياسي بازداشت شده‌اند. بسياري از اعضاي جبهه مشاركت مانند ميردامادي، رضا خاتمي، رمضان‌زاده، زهره آقاجري، تاج‌زاده، سعيد شريعتي، هاله مجردي و بسياري از جوانان عضو مشاركت بازداشت شده و دفتر حزب پلمپ شده است. برخي اعضاي حزب تخمين مي‌زنند. مجموعا حدود چهل نفر از اعضاي حزب بازداشت شده‌باشند. كليه ستادهاي اصلي موسوي در تهران هم پلمپ شده‌است. از سازمان مجاهدين صرفا بازداشت خانگي بهزاد نبوي را خبر دارم. به‌ آقايان كروبي و موسوي دستور داده شده از منزل خارج نشوند و ماموران اجراي اين دستور را نظارت مي‌كنند. با اين حال شايع شده موسوي ساعت 12 امروز در ستادش در خيابان ميرهادي صحبت خواهد كرد كه نمي‌دانم چقدر صحت دارد. از نيروهاي ملي‌مذهبي هم تا اينجا مي‌دانم آقايان رضا عليجاني، هدی صابر و عماد بهاور بازداشت شده همچنين احمد زيدآبادي دبيركل ادوار هم دستگير شده‌است. بسياري از فعالان جوان ستادهاي موسوم به موج سوم هم بازداشت شده‌اند. اغلب سايتها و فضاهاي اطلاع‌رساني توسط همين بچه‌ها مديريت مي‌شد.

شايعه استعفاي هاشمي  از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام كماكان جدي است. روزنامه كلمه سبز امروز اجازه انتشار نيافته و اعتماد ملي با نيم‌تاي سفيد در صفحه اول منتشر شده‌است. موبايلها كه از ديروز عصر قطع شده بود امروز صبح وصل شده اما سرعت اينترنت به حدي كم شده كه بي‌ترديد ناشي از كاهش پهناي باند دروازه انتقال داده كشور است. تقريبا هيچ سايت خبري مستقلي نمانده كه فيلتر نشده باشد.

پ.ن: خانم زهرا اشراقی و آقای احمد افجه ای هم بازداشت شده اند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 10:13 توسط نیما نامداري

فضاي امروز سرشار از اخبار تائيد نشده بود. از ديشب اخباري در خصوص رايزني با رهبري شنيده مي‌شد. پيام پر آب و تاب رهبري تكليف اين رايزني‌ها را روشن كرد. جدي‌ترين شايعه‌اي كه وجود دارد استعفاي هاشمي از رياست مجمع تشخيص مصلحت است. گويا هاشمي خيلي جدي وارد داستان شد‌ه. امروز شايعاتي در مورد تحت الحفظ بودن كروبي، كرباسچي و موسوي منتشر شد كه همگي اشتباه بودند. نوعي سردرگمي و بي برنامگي بر همه حاكم شده حتي سايتهاي خبري اصلاح‌طلبان هم از كار افتاده‌اند. فضاي عمومي آدمهاي معمولي هوادار موسوي يا كروبي صرفا بهت و اندوه منجر به نا اميدي و انفعال است.

گفته مي‌شود لغو كنفرانس خبري موسوي با دخالت نيروي انتظامي بوده و ظاهرا برخوردي هم ميان او و سرابازان پيش آمده‌است. دقايقي پيش موسوي وارد وزارت كشور شد كه فيلمش در يوتيوب وجود دارد. گروه‌هاي چند هزار نفره  ‌هم در خيابانهاي حوالي وزارت كشور در حال راه‌پيمائي هستند.

در مجموع تصور نمي‌كنم اتفاق خاصي بيفتد. موسوي و كروبي احتمالا با كمي غرغر و نفرين و ناله  قضيه را ختم مي‌كنند. كميته صيانت آرايي كه اين همه بحثش بود به نظر من از ضعيف هم ضعيف‌تر بود. آقايان نتوانستند به قدر يك چهارم حوزه‌هاي اخذ راي ناظر پيدا كنند. من در هيچ حوزه‌اي ناظري از طرف كروبي يا موسوي نديدم. حتي شواهد و اسناد محكمه پسندي كه بتواند نشان دهنده مثلا در فلان حوزه فلان اتفاق افتاده كه راي گيري را مخدوش مي‌كند هم جمع‌آوري نكرده‌اند. يا دست كم آراي شمارش شده را به روايت ناظران خود منتشر كنند. دست‌شان از سند و مدرك تا جائي كه من ديدم خالي است. ظاهرا  به پايان داستان انتخابات دهم رسيده‌ايم.

پ.ن: ظاهرا خبر جلسه مشترك هاشمي و خاتمي و موسوي و كروبي صحت دارد. درگيري‌ها در شهر جدي است به ويژه در محدوده ميان ونك تا فاطمي. از افراد مختلف شنيده ام كه نيروي انتظامي بسيار خشن و با هدف ارعاب در حال برخورد با مردم است. تهران شب پرتنشي را پيش رو دارد. 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 18:29 توسط نیما نامداري

حالا حتی اگر شهرهای بزرگ هم اضافه شوند تغییری در نتیجه نمی دهد. اخبار ستاد انتخابات نا امید کننده است. فضای اطراف خیابان فاطمی امنیتی شده هواداران کروبی و موسوی  قصد تجمع در آنجا را دارند. ظاهرا موسوی قصد دارد نتیجه انتخابات را نپذیرد. کروبی هم گویا در تماس با دفتر رهبری دنبال جدی کردن تشکیک در انتخابات است. البته گویا امشب اختلافاتی میان دفتر  رهبری و ستاد انتخابات هم پیش آمده که اصلاح طلبان را امیدوار کرده است.

این خبر فارس تا چند دقیقه دیگر رسما اعلام می شود.

گویا شهود من درست عمل می کرد. 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 2:4 توسط نیما نامداري

تا کنون از ۲۸ میلیون  رای رسیده به ستاد انتخابات کشور ۱۹ میلیون به احمدی نژاد اختصاص دارد. همه آین آرا مربوط به شهرهای کوچک هستند و چند مرکز استان کوچکُ این یعنی نیمی از آرا!
+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 1:41 توسط نیما نامداري

در آراي شمارش شده تهران در مهرآباد جنوبي با 55 درصد موسوي جلو استدر حوالي آزادي هم با 77 به 19 از احمدي جلو است. در  جاجرود هم موسوي با 59 درصد جلو است. بايد توجه داشت كه الان تيم احمدي نژاد در حال فضا سازي است. از يك طرف فارس و ايرنا تيتر زدند كه احمدي‌نژاد انتخابات را برده، كيهان هم  صفحه يك فردا را با برد 63 درصدي احمدي تژاد بسته اما صفحه يك كلمه  سبز را كه گوياي پيروزي موسوي بوده در چاپخانه تغيير داده‌اند. در اعلام شمارش آرا هم از روستاها و شهرهاي كوچك آن هم در جنوب و شرق كشور اغاز كرده‌اند كه از قبل هم معلوم بود موسوي وضع خوبي ندارد. قدرت او در شهرهاي بزرگ است و كل مناطق غرب و شمال غرب اما دولت ترجيح داده اينها را فعلا اعلام نكند. خبرهاي رسيده از تعاملات سياسي پشت صحنه هم اصلا جالب نيست. البته ايستادگي موسوي و مداخله كروبي در كمك به او خيلي خوب بوده و مي تواند هزينه تقلب را افزايش دهد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 1:24 توسط نیما نامداري

خوزستان کرج و کاشان موسوی جلو است اما اراک و خرم آباد دست احمدی نژاد است. البته اینها فعلا غیر رسمی است و از شمارش اولیه به دست آمده خبر پست قبلی هم رسما اعلام شد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 1:1 توسط نیما نامداري

اخبار انتخاباتی کاملا متناقض شده از یک طرف در ستاد موسوی از پیروزی در دور اول سخن می گویند از طرف دیگر موسوی الان کنفرانس مطبوعاتی برای اعتراض به فرایند شمارش آرا دارد. منطقا کسی که برنده است نباید به فرایند اعتراض کند. شنیده های غیررسمی می گوید موسوی از کروبی خواسته در فشار به وزارت کشور به او کمک کند و کروبی هم راهی وزارت کشور شده است.

از چند منبع مختلف خبر می دهند که احمدی نژاد حدود ۸۰ درصد آرای روستاها را به دست اورده که البته عجیب نبود اما به هر حال خوشایند نیست. خبرگزاری فارس هم که به طرز عجیبی اخبار شهرهای کوچک را پوشش می دهد اگرچه خبرهایش تا این لحظه تقریبا درست است. ظاهرا از حدود ۵ میلیون رای شهرهای کوچک که تا الان به ستاد انتخابات اعلام شده حدود ۳ میلیون به احمدی نژاد تعلق دارد. البته باید منتظر رای شهرهای بزرگ و مراکز استانها بود که می تواند صحنه را به نفع موسوی تغییر دهد. ضمنا گویا در سیستان رای اول به کروبی تعلق دارد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/23ساعت 0:29 توسط نیما نامداري

شنيده‌هاي شخصي و نيز اخباري كه به كميته صيانت‌ آراي ستادهاي موسوي و كروبي رسيده نشان مي‌دهد در شهرهاي بزرگ موسوي برتري محسوس دارد. در شهرهاي كوچك هم ظاهرا تعادل برقرار است. در مورد روستاها چيري نشنيده‌ام. 

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت 21:24 توسط نیما نامداري

در محله ما دو حوزه راي گيري فعال است. يكي مسجد و ديگري مدرسه است. در محل شايع شده كه طرفداران موسوي در مدرسه و احمدي نژاد در مسجد راي مي‌دهند. من از صبح تا حوالي ساعت 3 چند بار هر دو حوزه را سر زدم. هر دو شلوغ بودند در حدي كه بايد بيشتر از پانزده دقيقه در صف منتظر مي‌ماندي تا نوبتت شود. البته مدرسه نسبتا شلوغ تر از مسجد بود. از ظاهر افراد نمي‌شد حدس زد چه كسي به كدام نامزد راي مي دهد. موقع راي دادن من سه نفر ديگر هم برگه راي مي‌نوشتند كه هر سه احمدي‌نژاد بودند. اتفاقا هر سه جوان ظاهر غيرمذهبي داشتند. تنها چيزي كه فعلا مي توانم بگويم اين است كه در مناطق شمال و غرب تهران و احتمالا مناطق متوسط به بالاي ديگر شهرهاي بزرگ، مشاركت بالاي هفتاد درصد است.

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت 15:37 توسط نیما نامداري

احمدي‌نژاد ديشب راحت بود. ولي احتمال مي‌دهم همين تبعيضي كه به نفعش شد در راي‌هايش اثر منفي بگذارد. الان ديگر مي‌شود انتخابات را پيش‌بيني كرد. اول بگويم كه تقلب را در اين انتخابات تاثيرگذار نمي‌دانم. گمان مي‌كنم حدود سي‌و چهار پنج ميليون نفر در انتخابات شركت ‌كنند. مشاهدات و شنيده‌ها مي‌گويد موسوي و احمدي‌نژاد هر كدام 14 تا 16 ميليون راي خواهند آورد كه احتمالا راي احمدي نژاد بيشتر است، رضائي و كروبي هم هر كدام دو تا سه ميليون راي خواهند آورد كه احتمالا راي كروبي بيشتر است.

اما اين مشاهدات و شنيده‌ها به نفع موسوي و تا حدودي به ضرر رضائي باياس دارد زيرا اول اينكه محدود به شهرهاي بزرگ است. دوم اينكه اغلب دور و بريها چون مي‌دانند من مخالف احمدي‌نژاد هستم موقع جواب دادن به پرسش‌هاي من احتمالا به نفع تمايل من سوگيري پيدا مي‌كنند. ضمن اينكه خودشان هم عمدتا مخالف احمدي‌نژاد هستند. سوم اينكه وزن اينترنت چه بخواهم چه نخواهم در ذهنم بيشتر از واقعيت است. چهارم اينكه نتيجه اغلب نظرسنجي‌ها به نفع موسوي است و با اينكه نمي‌دانيم روش اجراي اين نظرسنجي‌ها چقدر علمي است به هر حال اثرشان را بر قضاوت مي‌گذارند. پنجم اينكه رشد راي رضائي در روزهاي آخر و بدون نمايش هاي خياباني بوده است.

خلاصه كنم شهود سياسي‌ام مي‌گويد احمدي‌نژاد رئيس جمهور مي‌ماند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت 12:40 توسط نیما نامداري

امشب برنامه تلويزيوي احمدي‌نژاد قطعا بر اساس تحليل او از راي آوري‌اش تنظيم خواهد شد. اگر به سيم آخر بزند و مانند مناظره با موسوي باز به هاشمي پيله كند به ويژه با توجه به نامه اخير هاشمي به رهبري، نشانه اين است كه اوضاع خوبي ندارد. كسي كه با اطمينان خود را رئيس دولت‌ آينده بداند اين‌چنين با رئيس مجمع تشخيص و ديگر نهادها و اشخاص قدرتمندي كه بايد به عنوان رئيس‌جمهور با آنها كار كند وارد جنگ نمي‌شود. اما اگر احساس كند بازي را در حال باختن است و چيزي براي از دست دادن ندارد قطعا از حمله به هيچ كس دريغ نخواهد كرد. وزارت اطلاعات هم نظرسنجي انتخاباتي دارد و قطعا احمدي‌نژاد آنها را مي‌بيند. اگر امشب احمدي‌نژاد آرام بود و در حد هميشگي‌اش فحش داد و دروغ گفت (مثل مناظره با رضائي) براي ما نشانه خوبي نخواهد بود اما اگر ناآرام و پرخاشگرتر و درغگوتر از حالت عادي‌اش بود (مثل مناظره با موسوي) راحت‌ترمي‌توانيم حدس بزنيم كه تغيير در راه است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/20ساعت 11:40 توسط نیما نامداري

فضاي انتخاباتي اين روزها شبيه كارناوال شده بد هم نيست. اما اگر كسي سياست را فراتر از انتخابات بداند بايد به سه سوال زير پاسخ دهد:

1- در دوازده سال اخير هيچ انتخاباتي به اندازه اين دوره خالي از محتواي مفهومي نبوده‌است. مثلا در سال 76 نفس حضور خاتمي در انتخابات مفاهيمي چون جامعه مدني و حقوق مخالف را به منظومه گفتار سياسي مردم وارد كرد. اگر خاتمي پيروز هم نمي‌شد به هر حال اين مفاهيم به دايره واژگان سياسي ما اضافه شده و در فرصت انتخابات در مورد آنها بحث شده‌بود. انتخابات بعد هم كمابيش همين وضعيت را داشته‌اند. گاهي نامزدها مفاهيم و سرفصلهاي جديد را پيش كشيده‌اند گاهي مخالفان آنها. مثلا در سال 84 مخالفان نامزدي خاتمي مباحثي چون خروج از حاكميت و نافرماني مدني را مطرح ‌كردند. به نظر من در بلند مدت اين كاركرد انتخابات اهميتي به اندازه نتيجه انتخابات دارد. اما در اين انتخابات جز عوام‌زدگي، شخصي كردن رقابت، شعارهاي دم‌دستي و بازي با نمادهاي سرگرم‌كننده چيز ديگري نمي‌بينيم. ادبيات انتخابات به شدت عوامانه و سطحي است. دريغ از دو خط ايده، طرح اقتصادي يا پيام مشخص سياسي! در بلند مدت بازنده چنين فضايي كيست؟

2- هيچ وقت جامعه ايراني را اين گونه دو شقه نديده بودم. عده‌اي عاشق احمدي‌نژاد و عده‌اي متنفر از او هستند. اصلاح‌طلبان با تاكيد بر ويژگي‌هاي شخصي و دامن زدن به نفرت از او اين آتش را تندتر هم مي‌كنند. در بلند مدت اين دو تكه شدن جامعه خوب است يا بد؟ احمدي‌نژاد در انتخابات قبل 17 ميليون راي داشت. در اين انتخابات هم قطعا بيش از ده ميليون راي دارد. اينها كه به او راي مي دهند چه مي‌خواهند؟ آيا خواسته‌ آنها به لحاظ سياسي اهميت دارد؟

3- احساس مي‌كنم اصلاح طلبان در حمله به احمدي‌نژاد نفس وجود فساد را انكار مي‌كنند و قوه قضائيه كه خود مظهر فساد است به مرجع مستقل و منصف براي برخورد با فساد تبديل شده، اين همان قوه قضائيه است كه اصلي‌ترين عامل سركوب و نقض عدالت در سي سال اخير بوده‌است. مشروعيت دادن به نهادهاي موجود در نظام كه مي‌دانيم تا چه حد آلوده و غير قابل دفاع هستند و تبرئه اخلاقي - مطبوعاتي افرادي مثل هاشمي و ناطق نوري به معناي انكار نقطه عزيمت اصلاح طلبي شكل گرفته در دهه اخير نيست؟ اينكه احمدي‌نژاد به دروغ خود را نماد مبارزه با فساد كرده بايد مانع از ديدن و پذيرفتن وجود فساد گسترده و عميق در نظام جمهوري اسلامي شود؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 10:38 توسط نیما نامداري

گمان مي‌كنم مشاركت در شهرهاي بزرگ افزايش يافته باشد. به همين دليل احتمال مي‌دهم حداقل 65 درصد واجدين شرايط در انتخابات راي بدهند. مناظره‌ها و حملات نامزدها به هم باعث شده حمايت‌ها و رقابت‌هاي انتخاباتي خياباني‌تر و پر سر و صداتر شود. در تهران واغلب شهرهاي بزرگ موسوي به وضوح پيش افتاده اما شنيده‌هاي نسبتا موثق از روستا‌ها و شهرهاي كوچك كماكان برتري احمي‌نژاد البته نه با شدت گذشته را نشان مي‌دهد. به گمان من جوانان زير بيست و پنج سال به ویژه زنان بيشتر حامي موسوي هستند.

احمدي‌نژاد در اين هفته كاملا سازماندهي ستاد خود را تغيير داده و منظم‌تر و قوي‌تر عمل مي‌كند. شعارهائي مانند «گناه احمدي نژاد ورود به خلوت فساد»، «محمود دزدگير 88» و يا «جنگ جنگ تا دفن قارون» و اين قبيل شعارها تم اصلي تبليغات خياباني هواداران او را نشان مي‌دهد. گمان مي‌كنم مناظره‌ها براي كروبي كاهش و رضائي افزايش رای داشته اما فكر نمي‌كنم در راي موسوي و احمدي‌نژاد تغييري ايجاد كرده باشد. بعيد مي‌دانم احمدي نژاد و موسوي جذب راي از هم داشته باشند به همين دليل معتقدم احتمال به دور دوم رفتن بيشتر شده‌است. نكته جالب افزايش قابل توجه حمايت از محسن رضائي است. ريزش احمدي‌نژاد تا حدود زيادي به سوي رضائي است. كروبي هم فيلم‌هاي انتخاباتي بسيار ضعيفي داشت و در بخش اثباتي مناظره‌ها هم بد عمل كرد (اگرچه در بخش سلبي به ويژه عليه احمدي نژاد خوب بود) شعار 70 هزار تومنش هم در سبد شلوغ و به هم ريخته تبليغاتي‌اش گم شد و شنيده نمي‌شود. ستادش با بحران مالي روبرو شده و روز‌نامه اعتماد ملي هم بسيار ضعيف و ناشيانه عمل مي‌كند. تصور مي‌كنم راي كروبي از انتخابات قبل هم كمتر بشود.

 با اين اوصاف پيش‌بيني‌ام از نتيجه را اينطور به روز مي‌كنم كه حدود سي و دو ميليون نفر راي خواهند داد موسوي 14 يا 15 ميليون راي خواهد داشت احمدي‌نژاد حدود 12 ميليون، كروبي بين 3 تا 4 ميليون و رضائي  هم حدود 2 ميليون راي خواهد داشت.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت 13:46 توسط نیما نامداري

نامزدهاي انتخاباتي بر اساس تحليل‌شان از ذائقه جامعه و نيز ساختار فكري خود، سبد تبليغات‌شان را شكل مي‌دهند. مي‌گويم سبد چون واقعا مثل سبد است احتمال دارد چيزهاي جورواجور با ربط و بي‌ربط در آن يافت شود. قطعا برخي چيز‌هائي كه در سبد قرار مي‌گيرد براي جلب راي است و برخي بر اساس آنچه واقعا به آن اعتقاد دارند.

اينكه من كروبي را به موسوي ترجيح مي‌دهم دقيقا به مقايسه سبد تبليغاتي اين دو بستگي دارد. با اين پيش‌فرض كه احمدي‌نژاد قطعا در دور اول برنده نخواهد شد ترجيح مي‌دهم در دور اول به  نامزدي راي بدهم كه به خواسته‌ها و علائق من احترام بيشتري گذاشته و در دور دوم به نامزدي راي بدهم كه به احمدي‌نژاد ترجيح دارد.

كروبي به مطالبات من واكنش نشان داده، گيرم از روي فرصت‌طلبي، اما براي من اهميت دارد كه او به مطالبات امثال من توجه كرده‌است. آن گروه اجتماعي كه من به آن تعلق دارم طبعا خواسته‌ها و سبك زندگي خودش را دارد كه با برخي گروه‌هاي اجتماعي ديگر متفاوت است. موسوي طوري عمل مي‌كند انگار من و امثال من وجود نداريم. طبعا داستان صفر و يك نيست اما كروبي گشاده‌دستانه به ما امتياز مي‌دهد و موسوي قطره‌چكاني. اگر ما بخواهيم صرفا با اين  تحليل كه موسوي راي آوري بيشتري دارد در همين دور اول به او راي بدهيم ترديد ندارم كه توان چانه‌زني ما به عنوان يك گروه اجتماعي در دولت او صفر خواهد شد. موسوي بايد ياد بگيرد كه ناچار است در را براي گفت‌وگو باز كند. بايد ياد بگيرد كه ديگر دهه 60 نيست كه همه مطيع و قانع و ذوب در امام و امت باشند. به احتمال زياد موسوي و احمدي‌نژاد به دور دوم مي‌روند و من ترجيح مي‌دهم در دور اول به كروبي و در دور دوم به موسوي راي بدهم تا او خود را وامدار ما بداند ومجبور شود واكنش جدي‌تري به مطالبات ما نشان دهد. 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/17ساعت 12:37 توسط نیما نامداري

فرض كنيد در خانواده‌اي يك فرزند معلول وجود دارد كه بايد با ويلچر راه برود. پدر و مادر اين خانواده مشكلات زندگي فرزند خود را ديده‌اند. ديده‌اند كه چگونه او براي تردد در شهر، بالا و پائين رفتن از ساختمانهاي عمومي و استفاده از حمل و نقل عمومي مشكل دارد. وضعيت اين فرزند زندگي آنها را ناخوش كرده و شايد مهم‌ترين علتي باشد كه زندگي آنها را تحت تاثير قرار داده است. باز هم فرض كنيد در انتخابات رياست جمهوري تنها يكي از نامزدها در برنامه خود مناسب‌سازي فضاهاي عمومي براي تردد معلولان را قرار داده باشد. شايد اين نامزد كسي است كه قطعا راي نمي‌آورد (مثلا محسن رضائي) يا قطعا راي آوردنش اوضاع كشور را بدتر مي‌كند (مثلا احمدي‌نژاد) اما اين پدر و ماد مي‌خواهند به او راي دهند چون حس مي‌كنند او تنها كسي است كه به مشكل آنها توجه دارد. به نظر شما آيا بايد آنها را سرزنش كرد؟ فكر مي‌كنيد چه تعداد آدم اين گونه راي مي‌دهند؟

به نظرم بايد به ترجيحات فردي آدمها احترام گذاشت. براي كسي كه محتاج نان شب است چند كيلو سيب‌زميني رايگاني كه احمدي‌نژاد به او مي دهد مطلوبيتي در حد يك ماه سير شدن دارد. او را با خودمان مقايسه نكنيم. يا نسرين به عنوان يك فعال حوزه زنان كه من شاهدم چگونه براي بهبود اوضاع زنان، جوش و خروش دارد با تحليل و منطق خودش كه (مبتني بر تجربه و دانش كمي هم نيست) مساله حجاب اجباري را در تغيير وضعيت زنان بسيار مهم مي‌داند. او پروژه فردي خود را مبارزه با حجاب اجباري تعريف كرده و به همين دليل فرايند انتخابات را از همين منظر نگاه مي‌كند.

چه كسي مي‌تواند بگويد ترجيح فردي من از ترجيح فردي نسرين يا آن پدر و مادر كه فرزندشان معلول است مهم‌‌تر است. راي ديگران را تحقير نكنيم. آدمها ترجيحات فردي متفاوت دارند. راي آن روستائي به احمدي‌نژاد كه با وام بلاعوض او توانسته سرپناهي براي خانواده‌اش درست كند همان‌قدر منطقي است كه راي من به كروبي و راي بسياري از دوستانم به موسوي، ما هر كدام ترجيحات خود را داريم و هيچ دليلي هم وجود ندارد كه ترجيحات فردي يكي بر ديگري اولويت يا برتري داشته باشد. دوستاني كه استدلال مي‌كنند الان فلان موضوع اولويت دارد و بهمان موضوع اولويت ندارد مواظب باشند كه اولويت داشتن كاملا به ترجيحات فردي ما بستگي دارد. اين روزها وقتي مي بينم در فضاي وبلاگها راي‌دهندگان به احمدي‌نژاد تحقير مي‌شوند و هواداران كروبي به اولويت ناشناسي و درك نكردن ضرورت‌ها متهم مي‌شوند بيشتر حس مي‌كنم چقدر ما مستعد سركوب كردن هستيم. چقدر به راحتي تفاوت‌هاي آدمهاي را ناديده مي‌گيريم و الگوها و ترجيحات خودمان را به جاي الگوها و ترجيحات همه قرار مي‌دهيم.

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/15ساعت 14:39 توسط نیما نامداري

مناظره احمدي‌نژاد و موسوي اتفاق مهمي در تاريخ جمهوري‌اسلامي بود. برنده اين مناظره ما منتقدان حكومت هستيم و بازنده آن سي سال حكومت جمهوري اسلامي. اما از نظر انتخاباتي به نظر من مناظره تاثيري در نتيجه انتخابات نداشت. اساسا اين مناظره‌ها آن هم يك هفته قبل انتخابات فقط  مي‌توانند بر مرددها و آنها كه هنوز قصد راي دادن ندارند موثر باشد. وگرنه هواداران هر دو نفر، نامزد مورد علاقه خود را برنده مناظره مي‌دانند. به نظر من هر دو نامزد صرفا توانستند هواداران خود را قانع كنند كه انتخاب‌شان درست بوده زيرا عملكرد هر دو بر اساس انتظاري بود كه از آنها مي‌رفت البته صريح‌تر و با ادبيات تندتر. پس كسي از هواداران يكي به ديگري منتقل نمي‌شود و فكر هم نمي‌كنم آنها كه قصد شركت ندارند با ديدن اين مجادله تصميم به شركت گرفته باشند. در مجموع دو شب اول مناظره‌ها نه رويشي راي براي كسي به همراه داشت نه ريزش.

اما هر دو اشتباهاتي داشتند. موسوي به غير از ضعفهاي گفتاري و رفتاري دو اشتباه بزرگ داشت. به عبارت بهتر دو فرصت را از دست داد. فرصت اول كشاندن بحث به وضعيت اقتصاد بود كه نقطه ضعف احمدي‌نژاد است اما موسوي نتوانست وارد اين حوزه شود. موسوي در مناظره بيشتر واكنشي رفتار كرد و احمدي‌نژاد سير مناظره را مديريت مي‌كرد. اشتباه دوم موسوي عقب نشيني‌اش در مقابل حملات احمدي‌نژاد به دهه 60 بود. موسوي مي‌توانست با پذيرش احتمال اشتباه در آن دوران و تاكيد بر تغيير زمانه هم چهره منطقي‌تري از خود ارائه دهد هم مجال حمله به وضعيت فعلي كشور را بيابد. اما موسوي ترجيح داد در برابر انتقادات از مديريت دهه 60 صرفا سكوت كند.

اشتباه بزرگ احمدي‌نژاد هم اين بود كه در راند اول ضربه آخر را زد. استراتژي افشاگري در يك مناظره نتيجه مي دهد و اكنون شيوه احمدي‌نژاد براي كروبي و رضائي لو رفته و آنها با آمادگي وارد مناظره مي‌شوند. ضمن اينكه خود او سطح افشاگري را آنچنان بالا برد كه اگر رضائي و به ويژه كروبي از همين روش عليه خودش استفاده كنند او نمي‌تواند در موضع مظلوم نمائي و اخلاق‌گرائي قرار گيرد. ضمن اينكه هواداران موسوي و خاتمي و هاشمي اين هفته را فرصت دارند كه افشاگري‌هاي او را پاسخ دهند و قطعا از اثر حملات او در يكي دو روز آينده كاسته مي‌شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 18:37 توسط نیما نامداري

اگر امروز انتخابات برگزار شود مشاركت در انتخابات به نظر من حدود 60 درصد خواهد بود. موسوي رشد خوبي در هفته گذشته داشته‌ تقريبا مي‌شود گفت در شهرهاي بزرگ موسوي راي تحصيل‌كرده‌ها و افراد با درآمد متوسط به بالا را جمع كرده‌است. با توجه به اينكه واجدين شرايط 46 ميليون نفر هستند اگر فرض كنيم حدود 30 ميليون نفر در انتخابات شركت كنند موسوي تا الان حدود 12 تا 14 ميليون راي را راحت و قطعي دارد. با توجه به وضعيت مالي بسيار خوب ستادش او اين راي را به راحتي حفظ خواهد كرد. اما اين راي هنوز هم كار را به دور دوم خواهد كشاند.

احمدي‌نژاد به شدت ضعيف عمل كرده، تا اينجاي كار نه حرف خاصي داشته نه اساسا استراتژي تبليغاتي مشخصي دارد. دست‌كم در تهران تبليغات خاصي غير از چند پوستر و پلاكارد ديده نمي شود. در گذشته گفته‌ام هنوز هم معتقدم احمدي‌نژاد با توجه به اختياراتش اگر احساس كند بازي را باخته مطمئنا سراغ كارهاي غير متعارف خواهد رفت مثلا توزيع يارانه نقدي و اين قبيل كارها. البته نبايد فراموش كرد حاميان احمدي‌نژاد تحرك ميداني كمتري دارند يا تحرك‌شان در حوزه ديد ما نيست. حاميان موسوي و كروبي در خيابان‌ها، دانشگاه‌ها، پاركها و ... شهرهاي بزرگ كار مي‌كنند جائي كه هم امثال من بيشتر مي‌بينيم هم رسانه‌ها بهتر بازتاب مي‌دهند. اما حاميان احمدي‌نژاد بيشتر در مساجد، پايگاه‌ها بسيج، حاشيه شهرها، روستاها و ... در تحركند كه طبعا كمتر ديده مي‌شود. بايد مواظب بود اين خطا ما را به دست‌كم گرفتن راي او نياندازد. من در روزهاي اخير از چند نفر مختلف كه در روستاها بوده‌اند شنيده‌ام احمدي‌نژاد وضعيت خوبي دارد. در بازار تهران هم ديروز چرخي زدم به نظرم راي موسوي و احمدي‌نژاد برابر است. برآورد من 11 تا 13 ميليون راي تا امروز براي احمدي نژاد است.

كروبي دچار دو مشكل شده يكي بحران مالي است كه تقريبا ستادش را به كما برده و دومي نوعي سردرگمي است كه در رفتارش ديده مي‌شود. راي دور پيش كروبي عمدتا به خاطر شعار 50 هزار تومان بود اما در اين دوره او سبد تبليغاتي‌اش را تنوع و گسترش داده و اين باعث شده كه بخش راي‌آور تبليغاتش يعني پرداخت 70 هزار تومان گم شود. تا اينجا به باور من كروبي در حدود 3 تا 4 ميليون راي دارد.

به نظر من موسوي به سقف راي اختصاصي خود رسيده از اينجاي كار به بعد عملكرد كروبي و احمدي نژاد است كه داستان را جلو مي‌برد. اگر كروبي 70 هزار تومان را خوب بچسبد به نظر من مي‌تواند باز هم از راي احمدي‌نژاد كم كند اين هم به نفع موسوي است هم كل اصلاح‌طلبان اما باور نمي‌كنم احمدي‌نژاد همينطور بنشيند و نگاه كند منتظر هستم در هفته آخر يك برگ جديد رو كند. ضمن اينكه اگر احمدي‌نژاد و كروبي همين روش فعلي را ادامه دهند راي مرددها و كساني كه بي‌هدف راي مي‌دهند بين احمدي‌نژاد و موسوي تقسيم خواهد شد كه احتمالا سهم موسوي بيشتر خواهد بود. ضمن اینکه تبلیغات تلویزیونی به شدت در تغییر شرایط موثر خواهد بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/13ساعت 9:28 توسط نیما نامداري

براي خوانندگان اين وبلاگ كه اين روزها به من زياد ايميل مي‌زنند:

1- اينكه كامنت وبلاگ را بسته‌ام دلايل شخصي دارد. اگر نارحت‌تان مي‌كند عذر مي‌خواهم اما حس مي‌كنم ايميل راه بهتري براي گفت‌گو است. گفت‌وگو در يك اتاق آرام بهتر از داد و هوار وسط استاديوم آزادي است.

2- براي من تفاوت كروبي و موسوي آنقدر نيست كه برخي دوستان پنداشته‌اند. صحبت از ترجيحات است. ترجيحاتي كه مي‌توانند بر اساس مزيت‌ها و برتريهاي نه چتدان قابل توجه باشند.

3- لطفا به من ايميل نزنيد و از بدي‌هاي احمدي‌نژاد بگوئيد تا نتيجه بگيريد بايد به موسوي راي داد. من همه اينها را مي‌دانم وبه همين دليل در انتخابات شركت مي‌كنم اما به كروبي راي خواهم داد.

4- من در دور اول راي اثباتي خواهم داد و راي سلبي‌ام را براي دور دوم خواهم گذاشت. ترجيح مي دهم در دور اول به كروبي راي دهم چون او را نسبتا بهتر از موسوي مي‌دانم. اگر دور دومي بود به هر كدام كه رقيب احمدي‌نژاد بود راي خواهم داد. اگر هم دور دومي در كار نبود معنايش اين است كه جامعه در انتخاب يكي براي رياست جمهوري مصمم‌تر آز آن است كه راي من و چهار نفر خواننده اين وبلاگ بتواند تغييرش بدهد.

5-  داستان سياست براي من جدي تر از آن است كه چهار سالي يك ماه يادش بيفتم و در آن يك ماه هم بازي انتخابات را با كري‌خواندن‌هاي هواداران استقلال و پرسپوليس عوضي بگيرم.

۶- در این وبلاگ همواره تلاش كرده‌ام وقتي سياسي مي‌نويسم اغراق نكنم. نه در مدح و نه در ذم كسي، لطفا شما هم در نسبت دادن من به يك موضع سياسي و برچسب زدن به من اغراق نكنيد!

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/12ساعت 14:23 توسط نیما نامداري

در سياست چيزي هست به نام حمايت انتقادي، يعني شما مي‌توانيد از فرد، حزب، سياست يا برنامه‌اي حمايت كنيد ضمن اينكه انتقادات خود را نسبت به آن حفظ و اعلام كنيد. معناي چنين حمايتي آن است كه شما اين گزينه را بهترين نمي‌دانيد اما آن را به گزينه‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهيد. اين تاكتيك متداولي در مناسبات سياسي است و مي‌تواند نشانه بلوغ و پختگي سياسي باشد.

اين روزها هر وقت سايتهاي ستاد موسوي و برخي وبلاگهاي هوادران او را مي‌خوانم از اين جوگرفتگي‌ و شوري كه دوستان را گرفته تعجب مي‌كنم. باورم نمي‌شود آدمهائي كه همين سه ماه پيش صراحتا به موسوي توهين مي‌كردند امروز طوري از موسوي دفاع مي‌كنند كه گوئي تازه كشفش كرده‌اند. در توانائي‌ها و اعتقادات او چنان حرف مي‌زنند انگار منجي موعود است.

از موسوي دفاع كنيد اما لازم نيست او را روتوش كنيد. او را هماني كه هست تصوير كنيد نه آن چيزي كه دوست داريد. از او حمايت كنيد اما انتقادهاي‌تان را هم محفوظ نگاه داريد نمي‌گويم انتقادها را الان بگويئ اما در محاسنش هم اغراق نكنيد. نمي‌توانم هم برخوردها و شعارهاي ديروز اين دوستان را باور كنم هم اين تعريف‌هاي امروزشان را. چنين برخوردي در بلند مدت به اعتماد مردم هم لطمه مي‌زند. به هر حال انتخابات دو هفته است و تمام مي‌شود اما سياست كه به پايان نمي‌رسد. مردم هستند و شما و موسوي، آيا فردا مي‌توانيد پاسخ اين انتظاراتي كه مي‌آفريند و دروغهائي كه مي‌گوئيد را بدهيد؟

پ.ن: كروبي را نگفتم چون چنين وضعيتي ميان هواداران او نديده‌ام.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 20:41 توسط نیما نامداري

اين ياد‌داشت روز گذشته من در روزنامه اعتماد ملي است. توجه داشته باشيد كه بنا به اقتضائات مطبوعاتي و سياسي در نوشتن آن خودسانسوري فراوان كرده‌ام:

براي نسل من كه از سالهاي پس از دوم خرداد در ميانه معركه اصلاحات بوده‌اند مهدي كروبي پديده‌ آموزنده‌اي است. او از كساني است كه بايد از سن خامي و جواني عبور كرد تا اهميت‌شان را دريافت. شايد به همين دليل است من كه در انتخابات مجلس ششم و رياست‌جمهوري گذشته به كروبي راي نداده‌ام اكنون به اتكاي تجربه سالهاي اخير و در قياس با ديگر نامزدهاي موجود او را گزينه مناسب‌تري براي رياست جمهوري مي‌ دانم. دلايل اين قضاوت به اختصار به شرح زير است:

1.اگر در فرايندسياسي اصلاحات در دو دهه اخير مشاركت داشته‌ايم اخلاقا موظفيم به كروبي راي دهيم. از ميان نامزدهاي موجود او تنها كسي است كه در هزينه‌هاي اصلاحات شريك بوده و براي كاهش آنها تلاش كرده‌است. خانواده‌هاي زندانيان سياسي، دانشجويان، فعالن حقوق زنان، روزنامه‌نگاران و ... فراموش نكرده‌اند تنها ملجا و پناهي كه براي آنان در اين سالها وجود داشته دفتر مهدي كروبي بوده‌است.

2.اصلاح‌طلبي يك هويت سياسي است. هويتي كه در دو دهه اخير به واسطه مبارزه با ظلم، تبعيض و تعصب شكل گرفته‌است. كروبي تنها نامزد در ميان نامزدهاي موجود است كه در شكل‌گيري اين هويت سياسي سهيم بوده‌است. يعني بقا و پيروزي اصلاح‌طلبان براي او مهم بوده وسكوت و عافيت نگزيده‌است. اكنون هم تنها نامزدي است كه در اصلاح‌طلب خواندن خود شك و ترديد ندارد. 

3.كروبي گندم‌نما و جو فروش نيست. همين است كه هست و اين صراحت و صداقت او را پيش‌بيني پذير كرده‌است. او حرفي نمي‌زند كه نتواند. كروبي با ادعاي 100 وارد ميدان نمي‌شود و از آن طرف هم با نمره 10 خارج نمي‌شود. او از همان اول هدفش را رسيدن به 50 مي‌گذارد و به همان هم مي‌رسد. اين حسن يك سياست‌مدار است كه واقع‌بين باشد و اندازه توانش ادعا كند.

4.در عرصه اقتصاد كروبي تلاش كرده كلي گوئي نكند و حرفهاي روشن و مصداقي بزند. كم كردن تورم، افزايش اشتغال، رشد اقتصادي، افزايش درآمد سرانه و ... شعارهائي كلي است  كه همه نامزدها هم مي‌گويند. اما آنها بايد توضيح دهند كه چگونه به اين اهداف خواهند رسيد. تاكنون كروبي تنها نامزدي بوده كه طرح اقتصادي خود را با محوريت سهامي كردن صنايع پائين‌دستي نفت ارائه كرده‌است . طرحي كه به گمان من هم ممكن است هم مفيد.

5.در ميان نامزدهاي موجود باز هم كروبي تنها كسي است كه در برنامه‌ها و تبليغاتش به نقد احمدي‌نژاد بسنده نكرده‌است. او تلاش كرده برنامه و تيم منسجم داشته باشد و همان قدر كه به نقد وضع موجود مي‌پردازد از وضع مطلوبي كه در ذهن دارد هم سخن بگويد. اين را مقايسه كنيد با نامزدهاي ديگري كه تا كنون جز حمله به دولت فعلي حرفي نداشته‌اند. دولت فعلي آنچنان ناكارآمد و خسارت‌زا بوده كه نقدش نه نيازمند شجاعت است نه هوش و استعداد ويژه؛ به همين دليل نامزدهائي كه بي‌توجه به ضرورت اثبات خود، صرفا به نقد رقيب پرداخته‌اند انتخابات و راي‌دهندگان را دست‌كم گرفته‌اند. اما كروبي ما را دست‌كم نگرفته‌است.

6.كروبي نشان داده سياست‌مدار عمل‌گرا و منعطفي است. او ‌فهميده كه جامعه تغيير كرده و «ملت» دهه 80 با «امت» دهه 60 تفاوت دارد. اين ملت هم شامل ساسي مانكن است هم دراويش گنابادي و همه اينها هستند كه ايران را مي‌سازند. باز هم اين را مقايسه كنيد با نامزدهاي ديگري كه  هنوز هيچ نشده چهره برخي زنان را از تصاوير ميتينگهاي انتخاباتي خود سانسور مي‌كنند. كروبي فهميده كه به عنوان يك رهبر سياسي بايد تنوعهاي موجود در جامعه را به عنوان واقعيت بپذيرد و آنها را نه انكار كند نه پنهان.

7.كروبي در قياس با نامزدهاي موجود شباهت بيشتري به يك سياست‌مدار مدرن دارد. هميشه عضو حزب بوده، اهميت رسانه را درك كرده و روزنامه دارد، دنبال تلويزيون خصوصي است، اهميت لابي‌گري در سياست را مي‌داند، به تغيير انتظارات در جامعه حساس بوده و تلاش كرده خود را با آن تطبيق دهد. در عين حال تحليل سياسي روشني دارد و هر روز تحليلش را تغيير نمي‌دهد. مانند بسياري از سياسيون ايران نيست كه اول بر اساس منافع شخصي تصميم‌مي‌گيرند سپس برايش توجيه مي‌بافند.

8.كروبي به خوبي فهميده براي اداره مملكت بيشتر از تئوريسين به تكنوكرات احتياج دارد. قوه مجريه بيش از آنكه جاي نظريه‌پردازي و لفاظي باشد محل تصميم‌گيري و اجرا است. به همين دليل تيم خود را با مديران اجرائي خوش‌نام تكميل كرده‌است.

9.كروبي سابقه‌اش با ادعايش مي‌خواند. وقتي مي‌گويد به حقوق قوميتها احترام مي‌گذارد، در توانمندسازي زنان و رفع تبعيض از آنها مي‌كوشد، وزير زن خواهد داشت، سانسور را كم مي‌كند و ... من حرفش را باور مي‌كنم. طبعا آنقدر ساده نيستم كه از او انتظار داشته باشم در همه زمينه‌ها به همه‌ آنچه امثال من مي‌خواهند عمل كند. او در حدي كه توان و اعتقاد داشته باشد تلاش خواهد كرد. در نامزدهاي موجود توان او و هم‌پوشاني برنامه‌هايش با خواسته‌هاي من از همه بيشتر است. فعلا همين براي من كافي است.

10.كروبي نه نماينده همه مطالبات من است و نه توان نامحدود دارد. اما سابقه‌اش نشان داده كه پاي حرفش مي‌ايستد و اين در عالم سياست ما كم امتيازي نيست.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/10ساعت 9:10 توسط نیما نامداري

عصر پنج شنبه انفجار در زاهدان رخ داده است. عده ای کشته و عده ای مجروح شده اند. قطعا جنایت است و باید با عاملان آن برخورد شود. اما...

صبح شنبه سه نفر به عنوان عاملین این جنایت اعدام شدند. یعنی در کمتر از ۴۰ ساعت (که در تعطیلات آخر هفته هم بوده) عاملین بمب گذاری پیدا شدند تفیهم اتهام شدند بازجوئی شدند محکوم شدند دادگاه تجدیدنظرشان برگزار شد باز هم محکوم شدند دیوان هم تائید کرد و ...  نهایتا صبح شنبه مجازات اجرا شد! این عدالت است؟ من حتی تردید دارم اعدام شده ها مقصر بوده و کل داستان دروغ نباشد. انتظار دارید ما باور کنیم؟ فعالان حقوق بشر باید به این نمایش خونین و رذیلانه اعتراض کنند.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 12:18 توسط نیما نامداري

فيلم انتخاباتي احمدي‌نژاد ديشب پخش شد. در مجموع فيلم خوش‌ساخت و اثرگذاري بود. مودب‌تر و معقول‌تر از خودش بود. فحش نداده و سعي كرده‌بود بر وجوه مثبت خود بيشتر تاكيد كند. اما نكته مهم براي من تحليل انتخاباتي است كه مي‌شود از اين فيلم استنباط كرد. فيلم دنبال جذب راي براي احمدي‌نژاد نبود بلكه به وضوح بر حفظ راي پيشين او تمركز داشت. مخاطبان فيلم صرفا حاشيه‌نشين‌ها، طبقات فرودست، ساكنان مناطق محروم و دور از مركز و آن بخش از طبقه متوسط بود كه مسائل مالي و اخلاقي براي‌شان اهميت دارد.

احمدي‌نژاد مي‌داند اگر بتواند راي قبلي خود را حفظ كند كافي است و انتخابات را برده به همين دليل تلاشي براي تغيير يا گسترش پايگاه راي خود نمي‌كند. به نظر من اين استراتژي درستي است. او نيازي به راي نخبگان، گروه‌هاي تحصيل‌كرده، روشنفكران و آنها كه دغدغه سياست و آزادي دارند ندارد و راي‌ آنها را هم ديگر نمي‌تواند به دست بياورد به همين دليل تلاش كرده هويت خود را حفظ كند. همين باعث شده فيلم و رفتارش براي مخاطبانش صادقانه تر به نظر آيد. اتفاقي كه در جبهه اصلاح‌طلبان نيفتاده يعني هر دو نامزد مي‌خواهند دل همه را ببرند و اين غيرممكن است. به همين دليل همواره بخشي از شعارهاي نامزدهاي اصلاح‌طلب براي بخشي از مردم غيرصادقانه به نظر مي‌آيد. يك برنامه انتخباتي خوب، كشكول نيست كه براي همه راي‌دهندگان چيزي داشته باشد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 9:55 توسط نیما نامداري

به واسطه كارم روزانه زياد سوار تاكسي و آژانس مي‌شوم  و جلسه هم زياد دارم. در اين چند روز اخير سعي كرده‌ام از آدمهائي كه دور و برم بوده‌اند در مورد انتخابات سوال كنم به ويژه آنها كه ظاهر روشنفكرانه نداشته‌اند. خلاصه مشاهدات و شنيده‌هاي من كه محدود به تحرك در مركز، شمال و شمال‌غرب تهران است اينها است كه در زير مي‌نويسم:

1- موسوي توانسته تا حد قابل توجهي راي سياسي ضد احمدي‌نژاد را جمع كند. با توجه به انتخابات قبل، حجم اين آرا را در حدود سه ميليون تخمين مي‌زنم. جالب اینکه من حتی یک مورد هم ندیدم که کسی به خاطر خود موسوی به او رای بدهد. اکثرا به جمایت خاتمی و بعضی ها هم به حمایت گروههای اصلی اصلاح طلب اشاره می کردند.

2- حجم تبليغات موسوي انصافا سنگين است (منابع مالي؟) در روزهاي اخير من پنج ستاد براي موسوي، دو ستاد براي كروبي و يك ستاد براي احمدي‌نژاد ديده‌ام و هيچ ستادي هم از رضائي نديده‌ام. حجم تبليغات ميداني و خياباني هم تقريبا به همين نسبت است.

3- به نظرم برنامه‌هاي تلويزيوني تا اينجا چندان اثري نداشته‌ و اين به نفع كسي است كه در وضع موجود جلوتر است.

4- كروبي نتوانسته در جمع‌آوري راي‌هاي روشنفكرانه موفق عمل كند.

5- فضاي انتخابات اين هفته كمي گرم‌تر از هفته پيش شده اما هنوز هم اكثريت جامعه بي‌تفاوت هستند. به نظرم اگر امروز انتخابات برگزار شود مشاركت كمتر از 50 درصد خواهد بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت 10:33 توسط نیما نامداري

چند باري قصد كردم در مورد برنامه هاي خبري تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي چيزي بنويسم اما فرصت نشد. امروز ديدم مهدي جامي در مورد مصاحبه شب گذشته كرباسچي با بي‌بي‌سي نقد معقولي نوشته گفتم بحث او را پي بگيرم. من دوستان خوبي در ميان كاركنان بي‌بي‌سي فارسي دارم و ارزش كار و توان‌شان را درك مي‌كنم. اما كيفيت بخشهاي خبري بي‌بي‌سي فارسي حقيقتا كمتر از آني است كه من انتظار داشتم. ايرادهاي شكلي مثل تپق زدن‌هاي مكرر، خطاهاي گويشي و نگارشي، كپشنهاي اشتباه، زمان بندي‌هاي نامناسب و ... آنقدر در بي‌بي‌سي زياد است كه احساس مي‌كنم آن را به عنوان بخشي از واقعيت پذيرفته و از كاهش و رفع‌شان نااميد شده‌اند. اما ايرادهاي اصلي من آنها است كه به محتواي خبر و گزارشهاي تحليلي بازمي‌گردد. اين چند نكته مهم‌ترين‌ها‌شان هستند:

1- بي‌بي‌سي اصرار دارد مهمانان برنامه حضور تصويري داشته باشند. يعني يا در استوديوي لندن حاضر باشند يا در استوديو‌هاي بي‌بي‌سي در برخي كشورها، معناي چنين اصراري آن است كه عملا بخش عمده‌اي از تحليل‌گران و كارشناسان از محدوده انتخاب حذف مي‌شوند. به ويژه آنها كه در ايران هستند و اتفاقا تحليل‌گر مناسب آنها هستند. مثلا آدمهائي كه اين شبها در بي‌بي‌سي فارسي ظاهر مي‌شوند و در مورد مسائل انتخابات نظر مي‌دهند دور از فضاي جامعه هستند و تحليل‌شان ضعيف و دم‌دستي است. همين طور در مورد مساله زنان هم اغلب سراغ كساني مي‌روند كه در خارج از كشور به عنوان چهره دانشگاهي (و اغلب هم چهره‌هاي نه چندان معتبر) شناخته مي‌شوند و نقش خاصي هم در جنبش زنان در ايران ندارند.

2- فرض كنيد در ايران تجمعي برگزار شده در اين حالت معمولا بي‌بي‌سي فارسي دو كار انجام مي‌دهد. در حالت اول با يكي از برگزار كنندگان تجمع مصاحبه مي‌كند و از خود او مي‌خواهند شرح دهد كه در تجمع چه گذشته، يعني سوژه خبر ناگهان به راوي خبر تبديل مي‌شود و تجمعي مثلا صد نفره  به تجمعي با شركت هزارن تن بدل مي‌شود. در حالت دوم يكي از خبرنگاران بي‌بي‌سي بر اساس منابع اينترنتي و باز هم ارتباط غيررسمي با برگزار كنندگان تجمع، گزارشي تنظيم مي‌كند كه باز مشكل سوگيري دارد. در هر دو حالت جاي ناظر دسته‌اول و بي‌طرف خالي است.

3- فضاي حاكم بر بي‌بي‌سي فارسي كاملا سوگيري سياسي دارد. اين را اين شبها به وضوح مي‌شود در نحوه تنظيم گزارش‌هاي انتخاباتي ديد. سوگيري به نفع موسوي در برنامه‌هاي بي‌بي‌سي فارسي كاملا قابل مشاهده‌است.

4- اغلب تحليل‌‌‌گران و كارشناسان سياسي و اقتصادي بي‌بي‌سي ضعيف هستند. برخي نظير احمد سلامتيان كاملا از فضاي امروز سياسي ايران پرت هستند و برخي ديگر نظير صادق صبا دركي سطحي از وقايع سياسي دارند. در اين مورد هم اصرار بر حضور تصويري كارشناسان باعث شده تحليل‌گراني كه در داخل كشور از نزديك درگير مسائل هستند چندان در اين تلويزيون به بازي گرفته نشوند. بي‌توجهي به ژورناليزم تخصصي در بي‌بي‌سي فارسي هم مثل مطبوعات داخل كشور كاملا محسوس است.

5- نكته نهائي اينكه مجريان بي‌بي‌سي (به غير از يك نفر كه اتفاقا به ندرت هم از او استفاده مي‌شود) بسيار در مديريت مصاحبه‌ها ضعيف هستند. موردي كه مهدي جامي اشاره كرده مثال خيلي خوبي است كه متاسفانه در اغلب مصاحبه‌هاي بي‌بي‌سي تكرار مي‌شود. اين وضعيت را در برنامه‌هائي كه عنايت فاني مجري آن است بسيار آشكارتر مي‌توان مشاهده‌كرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/03ساعت 15:17 توسط نیما نامداري

پيش‌تر چند باري به نگاه حقيرانه سايت بازتاب سابق و تابناك حاضر به جنسيت و مساله زنان اشاره كرده‌ بودم. تابناك نمونه‌اي از نسل جديد حاميان جمهوري‌اسلامي است كه عليرغم همه زوري كه براي نو نوار شدن ذهن و ظاهر زده‌اند در مسائل مربوط به زنان، كماكان گرفتار ميان‌تنه هستند. ادبيات اين مطلب را كه سرشار از كليشه هاي جنسيتي است ببينيد:

وقتی آقای کارگردان سر کار رفت!

غير ممكن است اينها مطلبي در مورد زني بنويسند و به نوعي پاي ازدواج و سكس و مردي ديگر را به ميان نكشند. گوئي نمي‌توان در مورد زنان حرف زد مگر اينكه يادي هم از ميان‌تنه كرد. زن برای اینها بدن است. پس وقتی از زن حرف می زنی در اصل از یک بدن حرف می زنی و از اینجا به بعد دعوا بر سر مالکیت و کیفیت آن بدن است. زن نمی تواند سوژه تحلیل و خبر باشد بی آنکه به بدنش اشاره کرد بی آنکه به روابط خصوصی و اندرونی او اشاره کرد. برای اینها جذابیت خبر زنان در ورود به خلوت آنها و تخیل حالاتی است که در خلوت آنها می گذرد. وگرنه زن سیاسی، زن سوژه تحلیل و زن بی مرد در عرصه عمومی چه جذابیتی می تواند داشته باشد!

"به تنهایی و بدون همراهی قبادی تهران را به مقصد اتریش ترک کرد" چه كسي گفته بايد قبادي همراه اين دختر از ايران مي‌رفته؟ اينكه زني بدون همراهي مردي سفر كرد چه چيزش عجيب است؟ احتمالا ياد قوانين خودتان افتاده‌ايد كه زن بي اجازه شوهر يا پدرش حق خروج از كشور ندارد.

با اشاره به سن قبادي و صابري مثلا قرار بوده هوسراني قبادي به رخ خواننده كشيده شود. اما اينها به من و شما و ديگران چه ربطي دارد؟ اصل كار قبادي هم غلط بود كه يك مساله خصوصي و شخصي را در نامه‌اي سرگشاده آشكار كرد. به ديگران چه ربطي دارد كه صابري و قبادي با هم چه رابطه‌اي داشتند. اين مساله خصوصي اين دو بود و قبادي بي اجازه از صابري كه طرف ديگر رابطه بوده اخلاقا نبايد مساله را علني مي‌كرد.

"روابط ويژه و بسيار محبت آميز" يا "گزينه رکسانا صابري برای ازدواج"  يا اوج خبر "علاقه زیاد رکسانا به نگهداری سگ و گربه خانگی شدت این علاقه را بیشتر کرده" همه نشانه هائی از حالی است که نویسنده خبر در حین نگارش داشته، ذهنی بیمار که با دیدن عکس صابری تخیل جنسی خود را فعال کرده و با یک تیر دو نشان زده. هم با ورود تخیلش به خصوصی ترین حوزه زندگی یک زن دور از دسترس، غریزه سرکوب شده خود را ارضا کرده هم وظیفه رذیلانه سیاسی خود را به انجام رسانده است.

از اين ادبيات مهوع چه موقع دست خواهيد برداشت؟

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/02ساعت 15:12 توسط نیما نامداري