تبليغاتX
ساز مخالف

يك زماني حامد قدوسي به شوخي (شايد هم جدي) مي‌گفت بايد در اين مملکت جنبش ضد كلي‌گوئي راه انداخت. حالا در اين ايام انتخابات به نظر من بايد جنبش ضداغراق راه بياندازيم. آدم از عامه مردم خيلي انتظاري ندارد اما خيلي از وبلاگ‌نويسان كه درس‌خوانده و دنيا ديده هستند به طرز عجيبي در قضاوتهاي سياسي اغراق مي‌كنند. اين سياه و سفيد ديدنها موجب معوج ديدن واقعيت بيروني مي‌شود. بعد وقتي نتيجه انتخابات معلوم مي‌شود همه حيرت مي‌كنند كه چرا اينطور شد و آخرش به همان ضداستدلال ساده‌لوحانه مي‌رسند كه مردم ايران پيش‌بيني ناپذيرند!

اينها را گفتم كه بپرسم چرا انقدر وبلاگها اغراق شده مي‌نويسند؟ تقريبا اغلب وبلاگهائي كه من مي‌خوانم به ويژه فرنگ نشينها يا كاملا خاتمي‌زده شده‌اند يا ضد خاتمي. عين همين داستان را وبلاگهاي آن طرفي با احمدي‌نژاد دارند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعت 15:0 توسط نیما نامداري

این مطلب در شماره ۲۵ (بهمن ۸۷) ماهنامه صنعت و توسعه منتشر شده است:

سي سال پيش دكتر محمد‌علي همايون كاتوزيان در كتاب اقتصاد سياسي ايران نظريه استبداد نفتي را ارائه كرد. اين نظريه كه تقريبا بر اساس تز استبداد آسيائي ماركس پي‌ريزي شده بود علت شكست مشروطيت و شكل‌گيري استبداد رضا شاه را ظهور درآمد نفت مي‌داند. او معتقد است كه در تاريخ ايران (برخلاف اروپا) حق مالكيت زمين توسط شاهان به رسميت شناخته نمي‌شده و به همين دليل هيچ‌گاه طبقه فئودال در ايران وجود نداشته تا قدرت مطلقه را محدود كند. انقلاب مشروطيت زمينه‌هاي ايجاد نظام حقوقي پشتيبان مالكيت خصوصي را ايجاد كرد اما این بار هم كشف نفت، امكان ايجاد طبقه مستقل از دولت را منتفي نمود. زيرا دولت ثروت‌مند نفتي خود را نيازمند ماليات ملاكين نمی ديد و به راحتي طبقات را سركوب و آنها را وابسته به خود ‌كرد.

اما نظريه استبداد نفتي كاتوزيان با چالشهاي جدي روبرو است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1387/11/25ساعت 9:58 توسط نیما نامداري

اين روزها مد شده همه خاتمي را به چشم فرشته نگاه كنند و در مقابل كروبي را تحقير كنند. ترجيح من بين اين دو خاتمي است اما نبايد در اختلاف بين اين دو اغراق كنيم. ذهن تنبل ميل به اغراق دارد. اغراق در تفاوتها، انتخاب و قضاوت را ساده مي‌كند اما پيچيدگيهاي دنياي واقعي را هم قرباني ساده‌سازي مي‌كند. مثلا اگر كروبي رئيس‌جمهور شود آيا وزرائي متقاوت با خاتمي انتخاب خواهد كرد. آيا وزير شدن امثال موسوي‌لاري، حاجي، صوفي، مسجدجامعي، خرازي، شوشتري، يونسي و يا حتي زنگنه و جهانگيري و خرم در دولت كروبي متصور نيست؟ كدام ذهنيت يا اقدام عملي مثبت را سراغ داريم كه از خاتمي سر زده اما بعيد است از كروبي سر بزند؟

اگر خاتمي خوب لباس مي‌پوشد، كمي (تنها كمي) روشنفكرانه حرف مي‌زند، اهل بگو بخند است و گاهي بغضش مي‌گيرد اينها نبايد باعث شود در ويژگيهاي او اغراق كنيم. در نقطه مقابل كروبي هم تنها مامن خانواده‌هاي زندان سياسي بود، تنها كسي بود كه به ملي‌مذهبي‌ها در دفتر خود و به طور علني وقت ملاقات داد، پيگير سرنوشت زندانيان بود، موقعي كه در مجلس بود سفت و سخت پاي كاهش بودجه شوراي نگهبان و صدا و سيما ايستاد، در نامه‌اي پس از انتخاباتش صريحا خامنه‌اي را نقد كرد و از همه مسئوليتهايي كه رهبر به او داده بود كناره گرفت، از وقتي كه از حكومت خارج شده يك حزب راه‌انداخته، روزنامه راه انداخته، چهار تا نامه درست و حسابي سرگشاده نوشته و صريح بوده، صداقت سياسي داشته و ...

افرادي نظير خاتمي و كروبي هر دو در قد و قواره همين حكومت و همين نظام هستند حالا يكي شايد اندكي قابل تحمل‌تر، اما تنها اندكي نه بيشتر. اغراق نكنيم و سريع مجسمه نسازيم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23ساعت 10:21 توسط نیما نامداري

روز پنج شنبه ظهر شبكه چهار تلويزيون ايران برنامه‌اي به نام ارديبهشت پخش مي‌كرد كه در آن دو نفر به نامهاي سهيلا نجم و حميدرضا صدر در مورد زن در سينماي بعد از انقلاب حرف مي‌زدند. برنامه سرشار از كلي‌گوئيها و قضاوتهاي عوامانه پوشيده در لفاظيهاي روشنفكرمابانه بود به ويژه از طرف كارشناس زن برنامه. دربخشي از برنامه آقاي كارشناس با اعتماد به نفس مطلق از اينكه (به باور او) آشپزهاي خوب دنيا همه مرد هستند تلويحا نتيجه گرفت كه مردها اغلب تواناتر از زنها عمل مي‌كنند. در قضاوت آقاي كارشناس سه خطاي فاحش اما به لحاظ منطقي ساده وجود دارد:    

اولا چه كسي اين را گفته؟ كدام مرجع؟ كدام مطالعه؟ كدام رده‌بندي؟

دوما آيا كسي دستپخت همه زنان و مردان را كه در خانه و براي خودشان (نه در رستورانها و براي مشتريان) آشپزي مي‌كنند چشيده و به چنين نتيجه‌اي رسيده؟

سوما آشپزي براي اغلب زنان شغل دستمزدي نيست به همين دليل انگيزه و شرايط سرمايه‌گذاري (يعني زمان و پول) بلند مدت در آن را ندارند و در معرض تهديدي از بابت كيفيت و رقابت هم نيستند. اگر جامعه از زنان هم مانند مردان انتظار كسب درآمد داشت و آنها هم از بابت آشپزي درآمد كسب مي‌كردند باز هم وضعيت اين گونه بود؟

كارشناس بودن، بيشتر از اعتماد به نفس نيازمند ترديد در باورهاي فراگير و جست‌وجوي عليتها است. 

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/19ساعت 12:48 توسط نیما نامداري

فارغ از اينكه آمدن خاتمي مطلوب من باشد يا نه، اين نحوه تصميم گيري و آمدن نيامدن كردن خيلي قابل انتقاد است. مثلا قرار است چه اتفاقي بيفتد تا او تصميم بگيرد؟ شرايط دو ماه پيش چه فرقي با امروز دارد و امروز چه فرقي با ماه‌ آينده دارد كه خاتمي تصميمش را نمي‌گيرد؟ اين چه نمايشي است كه هر روز  يك عده مي‌روند پيش خاتمي و استدعا و التجا كه تشريف بياوريد و او هم از چيز موهومي به نام ترديدهايش حرف مي‌زند و آخرش هم منت سر مخاطب ‌گذاشته و اعلام مي‌كند به فشارها و مطالبات ملت فكر مي‌كند. اين مطالبه را چطور فهميده‌؟ كدام نظرسنجي؟ كدام پيمايش و مطالعه؟ اينطوري كه خاتمي برخورد مي‌كند فردا اگر رئيس‌جمهور شد ديگر نمي‌شود نقدش كرد چون خود را بدهكار كسي نمي‌داند. كلي منت هم مي‌گذارد كه من نمي‌خواستم بيايم شما فشار آورديد.

يك زماني مد بود هر كسي مي‌خواست به سوي يك كرسي قدرت خيز بردارد مننظر مي‌‌ماند تا احساس تكليف شود و هميشه هم احساس تكليف مي‌شد. حالا چند سالي مد شده همه منتظرند كه مردم بخواهند آنها بیایند و باز هم علي‌الظاهر هميشه مردم مي‌خواهند!

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/14ساعت 9:28 توسط نیما نامداري

... وقتی روی ویلچر می آمد، بهتر از این نمی شد ناتوانی را تصویر کرد.

آقاي مهاجراني ! دست كم اين چند سال فرنگ نشيني  بايد به شما ياد مي‌داد كه ويلچرنشيني نشانه ناتواني و بيچارگي نيست.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/13ساعت 16:24 توسط نیما نامداري

تقريبا بين سياسيون اجماع وجود دارد كه اگر كروبي و خاتمي همزمان نامزد انتخابات شوند اصلاح‌طلبان انتخابات را خواهند باخت. به دلايل زير با اين تحليل مخالفم:

1-بايد ديد كروبي بيشتر رقيب چه كسي است. به نظر من پايه راي خاتمي در گروه‌هائي است كه كمتر احتمال دارد به كروبي راي دهند. بخش عمده راي خاتمي در گروه‌هائي است كه بين خاتمي و كروبي قطعا اگر راي بدهند به خاتمي راي مي‌دهند. به نظر من كروبي بيشتر رقيب احمدي‌نژاد است تا خاتمي يعني نامزد شدن كروبي بيشتر از اينكه راي خاتمي را بشكند راي رقيب اصلي او يعني احمدي‌نژاد را خواهد شكست و به همين دليل شايد نامزد شدن او حتي به نفع خاتمي هم باشد. حدس مي‌زنم بشود با تحليل آراي دور اول انتخابات رياست جمهري قبل اين تحليل را اثبات كرد.

2- اگر كروبي نامزد نشود و خاتمي تنها نامزد اصلاح‌طلبان باشد من بعيد مي‌دانم كسي غير از احمدي‌نژاد نامزد شود يعني انتخابات قطبي خواهد شد (البته احتمالا طهماسب مظاهري نامزد شود) اما اگر كروبي باشد بعيد است پورمحمدي و جهرمي و قاليباف هم نامزد نشوند. نامزد شدن اينها هم قطعا بيشتر به ضرر احمدي‌نژاد است تا خاتمي

اگر موسوي نامزد شود داستان پيچيده خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07ساعت 10:10 توسط نیما نامداري

من علاقه ندارم مطالبی که در مطبوعات یا سایتها می نویسم را در وبلاگ خودم لینک دهم. اما  خیلی از مطبوعات بعد از توقیف سایتشان تعطیل می شود و نوشته ها از بین می رود. همینطور گاهی مطالب را با سانسور منتشر می کنند. به همین دلیل از این به بعد اصل مطالبم را روی وبلاگ خواهم گذاشت.با یادداشتی که در اعتماد ملی شنبه ۵ بهمن منتشر شده شروع می کنم که اتفاقا چند مورد سانسور هم نصیبش شده بود:

مدتي پيش همراه مهماني به كاخ سعدآباد رفته بودم. در محوطه اين كاخ درختهاي چنار بلندي وجود دارند كه در پائيز نشيمن‌گاه كلاغها مي‌شوند. صداي كلاغها در سكوت عصرگاهي محله دربند فضاي خاصي به عمارت سعدآباد مي‌دهد. مي‌گويند كلاغ بيش از يك قرن عمر مي‌كند. در حال قدم زدن در كاخ با خود مي‌گفتم شايد برخي از اين كلاغها امضاي فرمان مشروطيت را ديده باشند. يا شايد در همين كاخ شاهد لحظه به لحظه زمامداري پهلوي اول بوده‌اند مثلا لحظه‌اي كه او براي آخرين بار از زير نگاه هاي كلاغهاي سعدآباد رد مي‌‌شد تا فرودگاه برود و ازآنجا عازم جزيره موريس در آفريقا شود. خاطره آن گردش وهم‌انگيز عصرگاهي در سعدآباد چند روز پيش هنگامي به خاطرم آمد كه در اخبار خواندم آلودگي هواي تهران موجب فرار كلاغها از تهران شده‌است. با خود گفتم شاهدان تاريخ را هم فراري مي‌دهيم. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/06ساعت 11:1 توسط نیما نامداري

سازمان ثبت اسناد شرط عتدالاستطاعه بودن پرداخت مهريه را به عنوان يكي از شروط ضمن عقد در عقدنامه‌ها اضافه كرده است. قبلا اگر اشتباه نكنم 18 شرط ديگر هم در عقدنامه بود كه معمولا عروس و داماد همه را امضا كرده و مي‌پذيرفتند. البته آنها مي‌توانند برخي شرطها را نپذيرند و يا به غير از آنچه كه در عقدنامه آمده شروط بيشتري را تعهد كنند. اغلب فعالان حقوق زنان در ايران از اين اقدام سازمان ثبت انتقاد كرده‌اند اما من چندان مخالف اين كار نيستم. به دو دليل:

1-      اگر مردي واقعا استطاعت پرداخت مهريه نداشته باشد يا بتواند اموالش را پنهان كند عملا تجربه نشان داده دادگاه به او كمك كرده تا از پرداخت مهريه طفره برود يا مهريه را طوري قسط‌‌‌بندي كرده‌ كه بيشتر به نفع مرد بوده است. شرط عندالاستطاعه به نظر من تغيير چنداني در واقعيت ايجاد نمي‌كند.

2-      من اميدوارم اضافه شدن اين شرط دختر و پسر را وادار كند هنگام عقد با هم جدي و صريح مذاكره و چانه‌زني كنند. اين شرط، تعادل موجود را به هم مي‌ريزد و آنها ناچارند براي امضا كردن يا نكردنش فكر كنند. اين دور شدن از رمانتيك بازيهاي عاشقانه-ابلهانه، پيش‌فرضهاي دختر و پسر و خانواده‌هايشان را دستكاري  مي‌كند. علي‌الظاهر در چنين وضعيتي چانه‌زني اجتناب ناپذير است. اگر اين اتفاق بيفتد يك گام به عرفي شدن ازدواج نزديك شده‌ايم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/03ساعت 14:40 توسط نیما نامداري