تبليغاتX
ساز مخالف

۱- در ايران هر كسي از مسئوليتش كنار برود عزيز مي شود. شاهدش علي لاريجاني كه ناگهان ملقب به ديپلمات نرمخو، نماد اعتدال در سياست خارجي، ديپلمات كاركشته، مرد بحران و از اين دست عناوين ژورناليستي ياوه شد. اگر لاريجاني در اوضاع فاجعه بار فعلي نقش ندارد پس ايشان تا حالا چه كاره بوده؟ منتظر شماره بعدي شهروند امروز باشيد كه با يك عكس لاريجاني روي جلد او را نماد خير در برابر شر احمدي نژاد كند.

۲- از همه همكاران قبلي، فعلي و آتي خودم خواش مي كنم لطفا دو نوشته اخير حامد (مهارت های کاری و  زندگی و زمانه تکاورها) را بخوانند. البته خودم قبل از همه خواندم.

۳- تا اطلاع ثانوي از هر نوع دعوت به شام، مهماني و گپ و گفت به شدت استقبال مي شود.

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/07/29ساعت 10:35 توسط نیما نامداري |


عکس مربوط به محل گذر مقام رهبری است که دوستداران ايشان جاي پاي ايشان را متبرک مي دانند

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/18ساعت 16:24 توسط نیما نامداري

می ترسم هم از عاقبت خودم هم از عاقبت آدمهائی که دوستشان دارم و هم از عاقبت مملکتم. گاهی فکر میکنم بیمارم، دچار نا امیدی و بدبینی شده ام، اگر اوضاع انقدر بد است که من اینطور شده ام چرا دیگران راحتند؟ چرا می خندند؟ چرا روی مبل یله می دهند و سریالهای دوزاری نگاه می کنند و راحت چای هورت می کشند؟ من تلویزیون نگاه می کنم حالم بد می شود، روزنامه می بینم متنفر می شوم، در خیابان قدم می زنم اعصابم خراب می شود، در جلسه های کاری به حرفهای دیگران گوش می دهم مایوس می شوم، با بچه های فامیل در مورد مدرسه و دنیایشان حرف میزنم وحشت میکنم. تنها لحظات خوبم وقتهائی است که با برخی دوستان همدل گپ می زنیم و ناامیدیها و بی حوصلگی هایمان را به اشتراک می گذاریم. دکتر خوب سراغ دارید؟

کاملا مرتبط:

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/07/16ساعت 22:45 توسط نیما نامداري |

زندگي در عصر جمهوري اسلامي شبيه زندگي درون غار است. ما درون غاري زندگي مي‌كنيم كه گاهي سرو صداهائي از بيرون شنيده مي شود يا سايه هائي روي ديوار غار مي افتد اما اغلب نمي دانيم در بيرون غار چه ميگذرد. دچار توهميم. واقعيتها و اتفاقات دنياي خارج را نامتناسب با واقعيت و جسته و گريخته درك ميكنيم.

اصلي ترين علتش به گمان من ضعف فاحش آموزش زبان انگليسي در ايران است. كمتر كشوري در دنيا هست كه تا اين حد در صحبت كردن به انگليسي يا دست كم يك زبان معتبر دنيا ضعيف باشد. در مرتبه بعدي انحصار رسانه اي است. ما رسانه نداريم. صدا و سيماي دولتي كه عملا بلندگوي ايدئولوژيك حكومت شده و خودش يكي از نگهبانان غار است. مطبوعات كه شوخي هستند، وقتي مستقل ترين روزنامه موجود اعتماد ملي باشد كه متعلق به شيخ مهدي كروبي است ديگر تكليف روشن است. آموزش و پرورش ايدئولوژيك و منحط ما هم كه تقريبا هيچ اطلاعات مفيدي براي شناخت جهان به دانش آموز نمي دهد و اصلا علاقه اي به تقويت مهارتهاي ارتباطي او ندارد. بحران مطالعه هم باعث شده كتابهاي ترجمه اي اثر ناچيزي در فرهنگ عمومي داشته باشند. و نهايتا سفر به خارج هم كه گران است و خارجيها هم به ايران نمي آيند.

اين شده كه كلا ايراني جماعت در حال حاضر شناختش از دنياي خارج كاريكاتوري و ناقص است. فكر مي كنيم مردم در غرب، بلاانقطاع مشغول سكس اند، ارزشهاي اخلاقي تعطيل شده، خودمان را خيلي باهوش مي دانيم، فكر ميكنيم قطب عالم امكان هستيم و نمي دانيم امروز ارزشهاي جهاني چيست، اين مي شود كه فكر ميكنيم رئيس جمهورمان حال دنيا را گرفته و از اين حالگيري عشق ميكنيم. اين مي شود كه فاجعه، حماسه مي شود.

پی نوشت: با توجه به کامنتها باید نظرم را اصلاح کنم. اهمیت ندانستن زبان انگلیسی کمتر  است و انحصار رسانه و سیستم آموزش و پرورش ایدئولوژیک بیشتر. البته هنوز هم به وضعیت فاجعه زبان در مذیران کشور  معتقدم.  ضمنا یک نکته مهم دیگر: اینکه مردم دیگر کشورها پیگیر اخبار رسانه ها نیستند فرق می کند با وضع ایران که اخبار غلط داده می شود و خیلی از مردم امکان دسترسی به منابع معتبر را هم ندارند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/07/09ساعت 10:10 توسط نیما نامداري |

شايد اين موضوع به يك طنز شبيه باشد اما يك واقعيت تاريخي است كه اتفاق افتاد. يكي از اعضاي هيات رئيسه كه مسووليت كارپردازي مجلس را داشت بدون مشورت با اعضاي هيات رئيسه چمن‌هاي مجلس را تخريب كرد و به جاي آن يونجه كاشت. با اين استدلا‌ل كه براي چه ما به اين چمن‌ها آب بدهيم لا‌اقل چيزي را آب بدهيم كه به درد دام بخورد. فراموش نمي‌كنم كه آقاي هاشمي رفسنجاني در هيات رئيسه به اين فرد گفت كه شما فكر نمي‌كنيد كه وقتي در مجلس چمن را به يونجه تبديل مي‌كنيد اين امر مفهوم خاصي رادر جامعه ايجاد كند و اين توهين به نمايندگان است. در هر حال اين فرد تحت فشار هيات رئيسه مجبور شد يونجه را مجددا به چمن تبديل كند.

به نقل از مصاحبه الویری با اعتماد ملی در مورد دوره اول مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در شنبه 1386/07/07ساعت 15:42 توسط نیما نامداري |

هفته دفاع مقدس است، سالگرد جنگ! نمی دانم چرا اینها به جای پایان جنگ شروعش را جشن می گیرند؟ تلویزیون تصاویر آن دوران را نشان میدهد. دوران آدمهائی که با صداقتشان ما را به آخر دنیا پرتاب کردند. قالیباف هم با همین صداقت خوب سر ضمیر را هویدا کرده: افرادي كه سر سفره «خون» حاضر نبودند، سر سفره «قدرت» هستند. انگار سر این سفره دوم جا تنگ شده، حالا معلوم نیست کدام سفره رنگین تر است. البته قالیباف تجربه هر دو سفره را مشترک دارد، وقتی آدم در 19 سالگی بشود فرمانده لشکر و کسی هم سوال نکند که آخر جنگ چند نفر از آن لشکر زنده ماندند عجیب نیست اگر چنین آدمی در چهل سالگی به کمتر از ریاست جمهوری رضایت ندهد.

چنان صداقتی به چنین حماقتی منجر می شود که چه گوارا بشود خداپرست و همپالکی سید حسن نصرالله و چاوز و احمدی نژاد. اما دختر چه گوارا خوب درس صداقت داده به این رجاله ها که آقایان حیا کنید!

حضرت حاج صادق آهنگران صبح در تلویزیون افاضه می فرمودند که سخنرانی رئیس جمهور محبوب در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا یادآور رشادتهای دوران دفاع مقدس بود. امیدوارم این رشادت هم به سرنوشت آن رشادت دچار نشود که نوشیدن جام زهر واجب شود.

ضمنا شیخ محمد بن راشد آل مکتوم، نخست وزیر امارات عربی متحده و حاکم دوبی طی فرمانی، بازداشت روزنامه نگاران را ممنوع اعلام کرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05ساعت 0:52 توسط نیما نامداري |